یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۸ - ۰۸:۵۲

۳۰ تیر روز ملی عقب ماندگی ذهنی گرامی باد

1

تهیه و تنظیم : مهندس حسین جوانپور، کارشناس بهداشت محیط معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی تبریز

بیش از دویست سال است که از شناخت عقب‌ماندگی ذهنی، در کودکان می‌گذرد. عقب‌ماندگی ذهنی نارسایی است که در فعالیت‌های عقلی و اجتماعی اختلال ایجاد می‌کند و به سه دسته تقسیم می‌شود: ۱- عمیق و شدید۲- خفیف ۳- ملایم. در نوع اول، بیمار رفتاری کاملا غیرارادی دارد. در نوع دوم، تعادل جسمی نداشته و متکی به دیگران است . در نوع سوم نارسائی جسمی در او دیده می‌شود و ادراک بچه‌گانه دارد.

علل عقب‌ماندگی عبارتست از ۱- عوامل ژنتیک ۲- دوره بارداری ۳-  عوامل ناشناخته ۴- ناسازگاری خونی ۵-  زمان زایمان  ۶- عوامل بعد از تولد مانند ضربه‌های مغزی. واجدین بهره هوشی (۷۰ تا ۵۰ درصد) آموزش پذیرند. از راه‌های پیشگیری می‌توان: ۱-  آگاهی مردم ۲- جلوگیری از سوء تغذیه ۳- پیشگیری از حوادث مختلف را نام برد. از عوامل مهم یاری‌کننده است آموزش و پرورش قدم بعدی در توانبخشی این کودکان است . مراکز شبانه‌روزی در این زمینه نقش مثبتی ندارد چرا که محیط عاطفی خانه از عوامل مهم خودیاری این کودکان است . آموزش باید از طریق خبری و وسایل کمک آموزی حتی وسایل بی‌ارزش باشد. نگاه‌های ترحم‌آمیز باعث قطع رابطه این کودکان از اجتماع می‌شود. درصد بالائی از عقب‌ماندگان ذهنی که در محیط پرورش مناسب قرار می‌گیرند، از نظر شخصیت و از نظر ذهنی، با جامعه تطابق پیدا می‌کنند. از سال ۱۹۸۱ م معلولان جوان به نظام آموزش و پرورش پذیرفته شدند. در حال حاضر در ایران ۲ میلیون معلول ذهنی وجود دارد که به ۶ هزار نفر از آنها نگهداری می‌شوند و ۱۴ هزار نفر از آنها، در نوبت هستند. توانبخش خدمات هماهنگ اجتماعی و فرهنگی، در جهت بازگشت معلول به زندگی روزمره است . دو اقدام مهم سازمان بهزیستی در این زمینه، آگاه‌سازی جامعه جهت پیشگیری -۲ توانبخشی معلولان ذهنی و مددکاری و مشاوره خانواده‌های آنها است . بدیهی است که امکانات موجود، پاسخگوی نیازها نیست . سمینارهای "گستره کودکان استثنایی" (سال ۱۳۶۷)، "فلج مغزی کودکان" (سال ۱۳۶۵)، "ضایعات نخاعی" (سال ۱۳۶۵) و دیگر سمینارها در جهت بالا بردن امکانات توانبخشی برگزار گردیده است . دکتر محمد کمالی معاون توانبخشی، عقیده دارد که سعی ما در توانبخشی حرفه‌ای و اجتماعی آگاه‌سازی جامعه است . طبق بیانات دبیر کل سازمان ملل در سال ۱۹۹۲، پانصد میلیون معلول در جهان وجود دارد. بنا بر پیشنهاد سازمان بهزیستی کشور ۳۰ تیر ۱۳۶۲ به عنوان روز عقب‌ماندگی ذهنی نام گرفت و با برگزاری هفته بهزیستی هر سال از ۲۵ الی ۳۱ تیر حمایت مالی و معنوی مردم را نسبت به اقشار استثنائی حفظ می‌کند. سرانجام اینکه مددکارانی که با از خودگذشتگی و با حقوق ماهیانه بسیار پایین از پس دشوارترین کارها برمی‌آیند انتظار دارند که، مردم و مسئولان به یاری این بخش جامعه بشتابند.

ملاک های تشخیص معلولیت ذهنی

برای تشخیص معلولیت ذهنی در فرد موردنظر سه معیار زیر باید وجود داشته باشد:

الف. نقص در عملکرد ذهنی، مثل استدلال، حل مسأله، برنامه ریزی، تفکر انتزاعی، قضاوت، یادگیری تحصیلی و یادگیری از تجربه. این نقص ها را هم سنجش بالینی و هم آزمون های استاندارد شده باید تأیید کنند.

ب. نقص در عملکرد سازگارانه که به ناتوانی در رسیدن به استانداردهای رشدی و اجتماعی-فرهنگی برای استقلال شخصی و مسئولیت اجتماعی منجر می شود. بدون کمک مداوم نقص های موجود در عملکرد سازگارانه باعث می شوندفرد در یک یا چند فعالیت زندگی روزمره (مثلا ارتباط برقرار کردن با دیگران، شرکت در فعالیت های اجتماعی، و زندگی مستقل) و در چند محیط ( مثلا، خانه، مدرسه، کار و جامعه) محدودیت عملکرد داشته باشد.

ج. شروع نقص های ذهنی و سازگارانه در طول دوره رشد (قبل از ۱۸ سالگی).

درجه بندی معلولیت ذهنی

در DSM ۵  معلولیت ذهنی بر اساس شدت آن و توانایی های فرد در زمینه اجتماعی و عملی به چهار گروه زیر تقسیم می شود:

  • معلولیت ذهنی خفیف. (mild)  این افراد معمولا مهارت های اجتماعی و ارتباطی را به اندازه کافی کسب می کنند و در بزرگسالی می توانند مهارت های اجتماعی و شغلی کافی به دست آورند تا حداقل خودکفایی را داشته باشند.
  •  معلولیت ذهنی متوسط. (moderate) افراد مبتلا به معلولیت ذهنی متوسط به گفتگوهای ساده می پردازند و با حمایت و نظارت دیگران می توانند شغل های کوچکی به دست بگیرند و خود را سرگرم کنند.
  •  معلولیت ذهنی شدید. (severe) افراد مبتلا به معلولیت ذهنی شدید زبان را به خوبی یاد نمی گیرند و در مهارت های خودگردانی مشکل دارند. افراد این گروه معمولا به نظارت بسیار زیاد نیاز دارند اما می توانند کارهای بسیار ساده را یاد بگیرند.
  •  معلولیت ذهنی عمیق. (profound)  اکثر این افراد یک نشانه نورولوژیک شناخته شده دارند که علت اصلی ناتوانی آنهاست. آنها به بعضی دستورات ساده واکنش نشان می دهند ولی هیچ گونه توانایی کلامی ندارند یا توانایی کلامی آنها بسیار اندک است. آنها معمولا در سازمان های مخصوص به صورت شبانه روزی و دایمی، نگهداری می شوند.

علل معلولیت ذهنی

جداسازی و شناسایی علل ناتوانی ذهنی در موارد فردی بسیار دشوار است. علت اصلی ناتوانایی های ذهنی ذاتا بیولوژیک است. اما بسیاری از روان شناسان بالینی معتقدند که عوامل محیطی نیز در ایجاد معلولیت ذهنی تأثیر بسیاری دارند.

عوامل بیولوژیک

عوامل بیولوژیک بزرگترین و اصلی ترین عامل معلولیت ذهنی است که شامل عوامل کروموزومی، متابولیک و جنینی می شود. روان شناسان بالینی کشف کرده اند که انواع معلولیت ذهنی با ناهنجاری های کروموزوم X ارتباط دارند. ناهنجاری های کروموزومی علت ۲۵ تا ۳۰ درصد معلولیت های ذهنی هستند. در اختلالات متابولیک توانایی بدن در تولید یا تجزیه مواد شیمیایی نقص پیدا می کند و در توانایی ذهنی افراد تأثیر می گذارد. عوامل جنینی از جمله بیماری های عفونی، سوء مصرف مواد و سوء تغذیه مادر باردار می تواند باعث معلولیت ذهنی دایمی شوند.

عوامل محیطی

کودک ممکن است سالم به دنیا بیاید ولی در اوایل کودکی در اثر بعضی عوامل محیطی در معرض معلولیت ذهنی قرار بگیرد. از جمله عوامل محیطی می توان به حوادث و آسیب ها، قرار گرفتن در معرض مواد سمی، عفونت های کودکی و فقر و محرومیت اشاره کرد. از رایجترین حوادث و آسیب های دوران کودکی که می تواند به نقص ذهنی دایم و غیر قابل ترمیم منجر شود عبارتند از افتادن از ارتفاع، تصادفات رانندگی، خفگی و مسمومیت. همچنین در معرض مواد سمی مانند سرب قرار گرفتن منجر به ناتوانایی ذهنی می شود. عفونت های کودکی نیز می تواند باعث آسیب های عصبی می شوند. محرومیت اجتماعی و فقر نیز به ایجاد معلولیت ذهنی کمک می کند.

تهیه و تنظیم : مهندس حسین جوانپور، کارشناس بهداشت محیط معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی تبریز

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.