سه‌شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۲:۳۹

به بهانه زاد روز پدر سینمای دلهره؛

هیچکاک:تنها راه خلاص شدن از شر ترس هایم این است که آنها را فیلم کنم

هیچکاک

هیچکاک بدون شک از بزرگ‌ترین و برترین کارگردانانی است که سینما به خود دیده است و به عقیده بسیاری، هنوز کارگردانی در حد هیچکاک دیده نشده است.

به گزارش مفدا،  پدرش سبزی‌فروش بود و در یک خانواده ۵ نفرهبزرگ شد. هیچکاک در ۲۶ سالگی و در سال ۱۹۱۵ در یک استودیو فیلمسازی با سمت طراح تیتراژ مشغول به کار شد. وی کارگردانی را در انگلستان آغاز کرد و در سال ۱۹۳۹ به آمریکا رفت و این حرفه را ادامه داد و با فیلم ربکا وارد هالییوود شد. هیچکاک از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۲ مجموعه سریالی تحت عنوان «آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند» را کارگردانی کرد که در این فیلم‌هایش به عنوان راوی داستان حاضر می‌شد. ۰۰

آلفرد هیچکاک به احتمال فراوان اولین کارگردانی است که به معنای واقعی کلمه تعلیق  را به سینما تزریق کرد. کار او جدای از بهره‌گیری از هنر و تکنیک تدوین بود. تعلیق هیچکاک اصیل و کار آمد جلوه‌گری کرد و مدام و به جا در آثار متعددش از این تکنیک بهره‌ها برد.

او  در تمام دوران حرفه‌ای‌اش در آمریکا سعی داشت تهیه کننده آثارش نیز باشد. اگرچه عمدتا در نگارش آثارش از فیلمنامه نویسان دیگر کمک می‌گرفت. در کارنامه حرفه‌ای او ۶۷ فیلم در مقام کارگردان (اولین فیلمش محصول ۱۹۲۲ به نام عدد ۱۳ که اتفاقا ناتمام ماند و آخرین کار او توطئه خانوادگی محصول ۱۹۷۶ است)، ۲۹ فیلم در مقام تهیه کننده، ۲۲ فیلم در مقام سناریست و نویسنده و همچنین ۳۳ فیلم در مقام بازیگر به ثبت رسیده که در جای خود یک رکورد به حساب می‌آید.

با این همه آلفرد هیچکاک علیرغم ۵ بار نامزدی جایزه اسکار هرگز موفق به کسب این جایزه نشد، اگرچه در یک سال مانده به فوتش یک اسکار افتخاری دریافت کرد.

 در فیلم‌های وی، اغلب ترس موج می‌زند، البته نه آن ترسی که سینمای امروز در ذهن بیننده‌ها ایجاد کرده است. ترس در سینمای هیچکاک، معنی دیگری به خود گرفته و  به شکل‌های گوناگون وجود دارد؛ حال بخواهد چیزی ساده مانند ترس از ارتفاع باشد یا تبدیل پرندگانی زیبا به ترسی حیرت انگیز! به راستی هیچکاک استاد ترس است و این توانایی وی در خلق ترس، محدودیت ندارد و این را زمانی متوجه می‌شوید که آثار وی را دیده باشید.

هیچکاک در آثارش حتی ساده‌ترین و تکراری‌ترین اتفاقات زندگی را چنان شکل داده که ترسی عجیب و فضایی مرموز آن را فرا گیرد. البته در سینمای هیچکاک، روابط عاشقانه اکثراً جذاب و پیچیده دیده می‌شود که با فیلم‌های این روزه کاملاً تفاوت دارد. هیچکاک در به تصویرکشی روابط، بیشتر بر روی عواطف شخصیت‌ها تمرکز دارد تا فرعیات که چنین چیزی در آثار امروزه می‌توان گفت حتی دیده نمی‌شود! عاشقانه‌های هیچکاک، با ترکیب شدن با ترسی تصورناپذیر ارزش تماشای آثار وی را دو چندان می‌کند و بیننده نیز توانایی درک لقب “برترین کارگردان تاریخ سینما” را خواهد داشت. در این مقاله، به بررسی عناصر جذابیت آثار  هیچکاک می‌پردازیم.

اگر اهل سینمای کلاسیک باشید،  در ابتدا فیلم های او به نظر آثاری ساده می‌آید ولی به مرور، به حدی پیچیده می‌شود که با خود می‌گویید چنین چیزی برای سینمای آن دوران غیرممکن است! مخاطب در جریان فیلم  هابه طور مداوم شوکه خواهد شد و رویدادها به قدری مرموز و عجیب می‌شوند که فیلم ها را تبدیل به آثاری به یاد ماندنی می‌کنند.  فیلم ها نع تنها در زمینه معمایی بودن خوب عمل می کنند که، هریک یک عاشقانه ناب نیز هستند.

شخصیت پردازی هیچکاک در فیلم  Psycho، بی نظیر است،  در ابتدای فیلم، نورمن بیتس به قدری آرام و و خوش برخورد است که بیننده حتی کوچک‌ترین گمانی در مورد وی به خود راه نمی‌دهد. شخصیت نورمن را به جرات می‌توان از پیچیده‌ترین شخصیت‌های تاریخ سینما دانست که خلق چنین فردی تنها با دستان توانای هیچکاک ممکن است.

علاوه بر این،  دوربین و حتی موسیقی به کار گرفتن  دقیق دوربین و موسیقی در صحنه های مختلف، در خلق شاهکارهای مختلف هیچکاک تاثیر بسزایی داشته است.   زیبایی ا چنین صحنه هایی و البته تکنیک‌های بی‌نظیر در فضاسازی و استفاده از دوربین است که در اکثر فیلم‌های هیچکاک منجر به خلق  صحنه‌های خیره کننده ای می شود که بیننده حتی بعد از گذشت چند سال از تماشای فیلم با کوچک‌ترین اشاره‌ای آنان را به یاد آورد.

عنصر تعلیق نیز همچون خمیر در دستان هیچکاک ورز داده می شود،  این ویژگی بارز فیلم های او است که سوالاتی برای مخاطب ایجاد می کند و به شیوه‌ای کاملاً مناسب و در جاهایی دور از انتظار، به آنان پاسخ می دهد به طوری که بعد از اتمام فیلم، احساس رضایت در چهره بیننده قابل مشاهده باشد! معماها و سوالات فیلم به شیوه‌ای جذاب و نوآورانه ارائه و پاسخ داده می‌شوند؛ برای مثال در اوایل فیلم North By Northwest شخصیت اصلی دچار گرفتاری‌ها و مشکلاتی می‌شود که بیننده کمی بعد دلیل تمام این‌ها را در می‌یابد. فیلم برخلاف اکثر آثار، سعی نکرده تماشاگر را سوال پیچ کند و سر انجام در پایان طوفانی از جواب‌ها را به وی بدهد بلکه جواب هر سوال در فیلم در زمان مناسب آن داده می‌شود و این گونه نیست که تا پایان فیلم بیننده درگیر فکر کردن بر سر یک سوال باشد.

رمز موفقیت هیچکاک را فارغ از توان فنی او، در شناخت تعلیق، موسیقی، تصویر و فضاسازی و شخصیت پردازی باید در پیوند خوردن علاقه وی با سینما جستجو کرد،آنجا که می گوید:از این که بتوانم تماشاگرها را مثل پیانو بنوازم واقعا لذت می برم.
 

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.