یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۴:۰۲

شعر عاشورایی؛

کسی بزرگتر از امــــــــــــتحان ابراهیم

شعر عاشورایی

واقعه عاشورا و قیام تاریخی امام حسین‌(ع) علاوه بر این‌که یک رویداد عظیم در تاریخ تشیع بود، یک فرهنگ غنی را به صورت مستقل در همه ابعاد فرهنگی و هنری شکل داد که سال‌ها است در بدنه‌ی فکر و فرهنگی جامعه شیعه به جا مانده و گرامیداشت یاد آن واقعه عظیم در آثار هنرمندان شیعه در قالب شعر، نقاشی، عکاسی، موسیقی، خطاطی و... به شکل های مختلف خودش را نشان داده است.

به گزارش مفدا، شعر یکی از مهمترین جلوه‌های فرهنگی شیعه است. در این جا شعری از فاضل نظری با موضوع عاشورا با هم می‌خوانیم.

نشسته سایه ای از آفــــــــــــتاب بر رویش

به روی شانه‌ی طوفان رهاست گیسویش

ز دوردست‌، سواران دوباره می‌آیند

که بگذرند به اسبان خویش از رویش

کجاست یوسف مجروح پیرهن چاکم

که باد از دل صحرا می‌آورَد بــــــویش

کسی بزرگتر از امــــــــــــتحان ابراهیم

کسی چنان که به مذبح بُرید چاقویش

نشسته است کنارش کسی که می‌گرید

کسی که دست گرفته به روی پـــــهلویش

هــــــزار مرتبه پرسیده ام زخود او کیست

که این غریب ، نهاده است سر به زانویش

کسی در آن طرف دشت‌ها نه معلوم است

کجای حادثــه افـــــــــتاده است بازویـــــــش

کسی که با لب خشک و ترک ترک شده‌اش

نشسته تـــیر به زیر کمـــــــان ابــــــــــــرویش

کسی است وارث این دردها که چون کوه است

عجب که کـوه ز مـــاتم ســــــــــپید شد مویـش

عجب که کــــــــــوه شده چون نسیم سرگردان

که عشق می کشد از هر طرف به هر سویش

طلوع می کند اکنون به روی نیزه سـری

به روی شانه طوفان رهاست گیسویش

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.