دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۳:۳۶

تلاش برای احیای دین

به مناسبت عاشورای حسینی

4545.jpg

در نهضت حسینی، واقعه کربلا همه اش زیبایی بود و زیبایی کربلا به خاطر نمایش عقل و دین در کنار یکدیگر بود.

به گزارش مفدا بهشتی، حضرت حسین ابن علی (ع) فرمودند: من نگفتم با یزید بیعت نمی کنم، من گفتم با مثل یزید بیعت نمی کنم. این گفتار زیبا، نشان از اندیشه ای زیبا و در عین حال عمیق دارد. اندیشه ای که به روشنی بیان می کند که من جان خویش را برای مبارزه با یک شخص فاسد نداده ام بلکه برای مبارزه ای بس گسترده تر فدا کرده ام. مبارزه با اندیشه یزیدی. اندیشه ای که برگرفته از ادعای ابوسفیان است آنجا که به خاندانش رو کرد و گفت: نه بهشتی هست و نه جهنمی بلکه برای قدرت و حکومت تلاش کنید.

حضرت حسین(س)  نه تنها جنگ طلب نبود بلکه به شدت صلح طلب بود و شاید به همین دلیل بود که برای پرهیز از جنگ و خونریزی و البته برای روشنگری، هجرت کرد. ایشان می دانست که نمی شود روی مردمان سست پیمان عصر خود حسابی بازکند ولی متعهد بود و این تعهد را از رسول خدا آموخته بود. متعهد به دینش. و برای احیای دینش تلاش کرد. باز هم میدانست باید تلاشی بکند که ماندگار باشد. نه فقط برای دوران خود بلکه برای همه دوران ها. و در این مسیر تنها راهی که باقی بود شهادت بود. شهادت نوه رسول خدا، شهادتی که می توانست با مدیریت و ایمان حضرت حسین (ع) برای همیشهِ تاریخ جاودان بماند. انتخاب کرد. انتخابی از سر عشق و  مملو از عقلانیت. به همین دلیل است که حضرت زینب (س) فرمودند: چیزی جز زیبایی در واقعه کربلا نمی بینم. واقعه سردارِعاشقِ عاقل.  عقل فریاد زد برای احیای دین جدم به پاخواسته ام. عشق نشان داد که برای امر به معروف و نهی از منکر می شود جان داد.

نهضتش نه شعار بود و نه شهرت طلبی، بلکه قیامی بود اعتبار بخش. اعتبار به همه. به فرهنگ دینی اعتبار علمی، به سیاست و حکومت اعتبار شرافت، به انسان ها آگاهی و به آینده گان ایستاده مردن. اعتبار به عهد و پیمان:

روی دستش پسرش رفت،    ولی قولش نه   

                 نیزه ها تا جگرش رفت،        ولی قولش نه

                                  شیرمردی که درآن واقعه،   هفتاد و دو بار 

                                                 دست غم برکمرش رفت،  ولی قولش نه

هر طرف می نگری نام حسین است و حسین

 ای دمش گرم؛سرش رفت،

 ولی قولش نه

کربلا نشان داد که انسان تا کجا می تواند اوج بگیرد و در معبود خویش فانی شود. حضرت در آخرین لحظات در قتلگاه چنین زمزمه می کرد: رِضاً بِقَضائِکَ وَ تَسْلیماً لِأمْرِکَ، لا مَعْبودَ سِواک خدایا راضی به قضای توام و در برابر امر تو تسلیمم و هیچ معبودی جز تو نیست

همین جاست که حضرت زینب(س) می فرمایند چیزی جز زیبایی ندیده است، چون بارها این آیه قرآن را زمزمه و با تمام وجود درک کرده است و به شدت ایمان دارد:

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا، بل احیاء عند ربهم یرزقون

حسن دانشمند

کارشناس روابط عمومی

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.