دوشنبه ۶ آبان ۱۳۹۸ - ۱۵:۰۲

به مناسبت شهادت امام رضا(ع)؛

اسوه علم و اخلاق

امام رضا

امام رضا(ع)، هشتمین امام شیعیان است که دارای القاب متعددی است و این القاب بیانگر شخصیت والای انسانی اوست که در آن علم و اخلاق از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده است.

به گرارش مفدا، امام رضا (ع) در سال ۱۴۸ هجری قمری یعنی حدود (۱۲۵۰) سال پیش در شهر مدینه به دنیا آمد. پدر ایشان امام موسی بن جعفر (ع)، یعنی امام هفتم شیعیان و مادرشان بانویی بزرگوار و خردمند به نام «تُکتَم» یا «نَجمه» بود. امام رضا (ع) در همان سالی زاده شد که پدربزرگ ایشان، یعنی حضرت امام جعفر صادق (ع)، به شهادت رسید.
نام ایشان «علی» است، ولی بر اساس شیوه‌ای که در میان اعراب مرسوم است، به وی «ابوالحَسَن» می‌گفتند. این گونه اسم‌ها را «کُنیه» می‌نامند. علاوه بر نام و کنیه، گاه عنوان دیگری نیز به افراد می‌دهند که آن را «لَقَب» می‌گویند. امام هشتم دارای لقب‌های متعددی است. از جمله معروف‌ترین این القاب، «رضا»، «عالم آل‌محمد»، «غریب‌الغرباء»، «شمس‌الشموس» و «مُعین الضعفاء» است. نامیدن هر فرد به این نام‌ها، یعنی اسم، کنیه و لقب دلیل خاصی دارد. گفته‌اند که وی را به این جهت «رضا» لقب داده‌اند که خدا از او راضی است.
دوران کودکی و جوانی امام در مدینه گذشت. اخلاق نیکو، دانش فراوان، ایمان و عبادت بسیار از ویژگی هایی بود که امام را مشخص می‌ساخت.

شخصیت اخلاقی امام
از خوش‌اخلاقی امام سخن بسیار گفته‌اند. در این جا به چند نمونه آن توجّه کنیم و ببینیم که امام در برخورد با مردم به چه نکات ریزی دقّت می‌کرده است. همه این‌ها برای ما درس «چگونه زیستن» است:

ـ هیچ گاه با سخن خود، دیگران را آزار نداد.
ـ سخن هیچ کسی را قطع نکرد.
ـ به نیازمندان بسیار کمک می‌فرمود.
ـ با خدمتگزاران خود بر سر یک سفره می‌نشست و غذا می‌خورد.
ـ همیشه چهره‌ای خندان داشت.
ـ هرگز با صدای بلند و با قهقهه نمی‌خندید.
ـ هنگام نشستن، هرگز پای خود را در حضور دیگران دراز نمی‌کرد.
ـ در حضور دیگران هرگز به دیوار تکیه نمی‌زد.
ـ به عیادت بیماران می‌رفت.
ـ در تشییع جنازه‌ها شرکت می‌جست.
ـ از مهمانان خود، شخصاً پذیرایی می‌کرد.
ـ وقتی بر سر سفره‌ای می‌رسید، اجازه نمی‌داد تا به احترام او از جای برخیزند.
ـ به پاکیزگی بدن، موی سر و پوشاک خود بسیار توجه داشت.
ـ بسیار بردبار و صبور و شکیبا بود.

این‌ها گوشه‌ای از اخلاق امام بود. آیا با داشتن این اخلاق و رفتار، نباید خدا از او راضی و خرسند باشد؟ و آیا سزاوار نیست که او را «رضا» بنامند؟
آیا کسی که خدا از او خشنود است، مردم از او خرسند نیستند؟ این گونه هست که نام «رضا» برای آن امام بزرگوار برازنده و سزاوار است.

امام در نگاه شاعران
از همان دوران امام رضا (ع)، شاعران و نویسندگان در وصف بزرگواری آن حضرت بسیار سروده‌اند و نوشته‌اند و هریک به گونه ای آن امام را به نیکی وصف کرده‌اند. شنیدنی است که شاعری بود به نام «ابونواس» که در سرودن بسیار توانایی داشت. به او گفتند: تو درباره همه چیز شعر گفته‌ای، کوه و دشت و شراب و موسیقی را در اشعار خود ستوده‌ای، اما شگفتا که در باره موضوع مهمی مانند شخصیت والای امام رضا سکوت کرده‌ای! در حالی که تو ایشان را خوب می‌شناسی و با اخلاق و رفتار و بزرگواری حضرت آشنایی کامل داری. ابونواس ابتدا در پاسخ گفت: به خدا سوگند، تنها بزرگی او مانع از انجام این کار شده است، چگونه کسی، چون من، درباره شخصیت برجسته‌ای همچون امام رضا (ع) شعر بسراید؟ آن گاه شعری گفت که چکیده معنی آن چنین است: «از من نخواهید که او را بستایم، من را توان آن نیست تا انسانی را مدح کنم که جبرئیل خدمتگزار آستان پدر او است».
شاعران فارسی‌زبان نیز در باره امام رضا (ع) سروده های فراوانی دارند.

شخصیت معنوی امام
گفتیم که امام رضا (ع) از نظر توجه به مسائل معنوی و پرداختن به امور عبادی نیز برجسته بود. روایت‌ها و داستان‌های بسیاری از این جنبه زندگی امام در کتاب‌های تاریخی نقل شده که شنیدن آن برای همه ما جالب است. ما وقتی می‌بینیم که امام ما و پیشوایی که او را به رهبری خود پذیرفته و زندگی او را الگوی خود قرار داده‌ایم، این چنین عبادت می‌کند و این گونه به مسائل عبادی توجه دارد، خود نیز ناگزیریم که همان شیوه را پیروی کنیم و از همان روش درس بیاموزیم.
در اینجا به چند نمونه از نکاتی که تاریخ نویسان در این زمینه مورد توجّه قرار داده اند اشاره می‌کنیم:

ـ شب‌ها کم می‌خوابید و بیشتر شب را به عبادت می‌پرداخت.
ـ بسیاری از روزها را روزه می‌گرفت.
ـ سجده هایش بسیار طولانی بود.
ـ قرآن بسیار تلاوت می‌کرد.
ـ به نماز اول وقت پایبند بود.
ـ به جز هنگام نماز هم به مناجات با خدا انس داشت.

در کتاب‌های تاریخ و حدیث، از امام رضا علیه السلام دعاهای فراوانی نقل شده که ما بخشی از آن را در جای دیگری از این سایت گرد آورده ایم. به بخش دعاهای حضرت برو تا با شیوه دعا کردن امام آشنا شوی.

شخصیت علمی‌امام
امام رضا (ع) جایگاه علمی ویژه‌ای داشت. او از دانشی سرشار بهره‌مند بود و این برجستگی علمی او در رویارویی با دانشمندان ادیان و مذاهب دیگر، بهتر آشکار می‌شد. جلسات و محافلی که علما و دانشمندان مختلف گرد هم می‌آمدند و به بیان دیدگاه‌ها و نظرات خویش می‌پرداختند، در آن زمان رونق خاصی داشت. حاکمان آن عصر، گاه برای جلوه دادن شکوه دربار خویش، گاه به منظور گرایش دانشمندان به دربار، و زمانی برای این که بر عقیده کسی چیره شوند، در کنار مجالس دیگر، به برگزار کردن نشست‌های علمی نیز می‌پرداختند. این محافل که به جلسات «مناظره» معروف بود، بهترین مکان برای ابراز شایستگی‌های علمی افراد به شمار می‌رفت.
در عصر امام رضا (ع)، آن گاه که همه دانشمندان جمع می‌شدند و به گفتگو می‌پرداختند و سرانجام در پاسخ دیگران فرو می‌ماندند، دست به دامان امام رضا (ع) می‌شدند تا بر حقانیت مطلب خویش گواهی دهند.
در بالا گفتیم که یکی از مهم‌ترین و معروف‌ترین لقب های امام رضا (ع)، «عالم آل محمد» است. این که از میان همه امامان شیعه، حضرت امام رضا به این لقب شهرت یافته است، خود دلیل برجستگی آن امام از جهت دانش‌های رایج در زمان خویش و یافتن فرصت برای آشکارسازی آن علوم می‌باشد.
یکی از نکاتی که در بررسی شخصیت علمی‌امام مورد توجه همگان قرار گرفته و آن را بازگو کرده‌اند، این است که امام رضا (ع) با هر گروهی به زبان خودشان سخن می‌گفت و به تعبیر اباصلت، شیواترین و داناترین مردم به هر زبان و فرهنگی بود. اباصلت که خود این سخن را می‌گوید، از این تسلط امام به زبان‌های مختلف شگفت زده می‌شود و این تعجّب خود را به امام اظهار می‌نماید و امام در پاسخ می‌فرماید:
من حجّت خدا بر مردم هستم. چگونه می‌شود چنین فردی زبان آنان را درک نکند؟ مگر نشنیده‌ای که امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: به ما «فَصل الخِطاب» داده‌اند، و آن چیزی نیست، جز آشنایی با زبان دیگران.
این‌ها همه، نمونه‌ای از شخصیت علمی‌امام است. در کتاب‌های تاریخی که به بررسی ابعاد مختلف زندگی امام رضا (ع) پرداخته‌اند، این نکات به صورت گسترده مورد بحث قرار گرفته و رخدادهای متعددی که گواه برتری علمی‌امام است، بازگو شده است.

شخصیت سیاسی امام
تمام عمر امام رضا (ع)، چه آن زمان که هنوز به مقام امامت نرسیده بود و چه آن گاه که پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام موسی کاظم (ع)، مسئولیت امامت و رهبری شیعیان را بر عهده داشت، در زمان حکومت عباسیان بود.
عباسیان با ادعای انتساب به پیامبر اکرم (ص)، و با بهره‌گیری از احساسات مردم بر ضد امویان، توانستند آنان را از حکومت کنار بزنند و خود بر تخت فرمانروایی مسلمانان بنشینند. با سرکوب امویان، آنان دیگر قدرت و توانی نداشتند که خطر مهمی برای عباسیان به شمار روند. عباسیان تنها خطر برای حکومت خود را شیعیانی می‌دانستند که با فرمانبری از امامان معصوم، حاکمان آن روزگار را ناحق می‌شمردند و می‌کوشیدند تا آنان را از حکومت ساقط کنند.
بنابراین، دشمن شماره یک حاکمان عباسی، امامان شیعه بودند و به همین دلیل است که همه امامانی که در روزگار این حاکمان ستمگر می‌زیستند، به دست آنان به شهادت رسیدند. عباسیان ستم پیشه به اندازه‌ای بر شیعیان فشار آوردند و آنان را مورد تهدید و شکنجه و آزار و تبعید و آوارگی قرار دادند که حتی تاریخ‌نویسان نیز از بازگو کردن آن دچار شرمندگی شده اند.

ده سال از دوران امامت حضرت رضا (ع)، با حکومت هارون همزمان بود. در این ده سال، موقعیت مناسبی برای مبارزه علنی و رسمی برای امام رضا (ع) پدید نیامد و بیشتر تلاش سیاسی امام به صورت پنهانی رهبری می‌شد، اما در گوشه‌گوشه سرزمین‌های مسلمانان جنبش‌ها و قیام‌های پیاپی شیعیان، حکومت عباسی را به تنگ آورده و هارون در برخورد با آن‌ها دچار سردرگمی‌شده بود.

هجرت امام به خراسان
امام رضا (ع) هنگامی‌که خود را ناچار به سفر یافت، برای این که ناخرسندی خود را از این سفر اعلام فرماید، چندین بار در کنار حرم مطهر پیامبر اکرم (ص) حضور یافت و به گونه‌ای به زیارت پرداخت که همگان فهمیدند این سفر مورد رضایت امام نیست.

حدیث سلسلة الذهب
امام رضا (ع) در این سفر تاریخی، هر جا که توانست کوشید تا مردم را با اسلام، قرآن، تشیع، اخلاق اسلامی، آرمان‌های دینی و احکام مذهبی آشنا سازد. از جمله مهم‌ترین فرازهای این سفر، توقف امام در نیشابور و سخن تاریخی ایشان در جمع گروه بسیاری از مردم و حدیث شناسان این شهر است.
آشنایی با این سخن و حدیث امام برای همه ما جالب است.
این حدیث به «سلسلة الذهب» شهرت دارد. امام در این حدیث بسیار کوتاه و فشرده، نکات بسیار بلندی را بیان فرموده است. به این نکات توجه کنیم:
۱ ـ اهمیت مسأله توحید و محور بودن آن در اندیشه اسلامی‌
۲ ـ پیوستگی معارف خاندان امامت به شخص پیامبر اسلام و به سرچشمه وحی
۳ ـ پیوند گسست‌ناپذیر توحید با رهبری
۴ ـ تثبیت امامت حضرت رضا علیه‌السلام و ردّ دیدگاه کسانی که به امامت ایشان باور نداشتند.

اما چرا این حدیث را «سلسلة الذهب» نامیده اند؟
وقتی جمله‌ای از کسی نقل می‌شود، گاه چندین نفر در بازگو کردن آن نقش دارند و آن را از قول کسان دیگر روایت می‌کنند. این افراد را در اصطلاح علمِ حدیث، «سلسله سند حدیث» می‌گویند. مثلاً در همین حدیث، که امام رضا (ع) این سخن را از قول پدران خود نقل می‌فرماید، این افراد، سلسله سند این حدیث نامیده می‌شوند. از آن‌جا که همه این افراد، امامان عزیز ما شیعیان هستند، این حدیث در تاریخ به عنوان حدیثی که همه سلسله سند آن طلایی و زرّین هستند معروف شده است و آن را «سلسلة الذهب»، یعنی رشته‌ای از طلا نام داده‌اند.
این حدیث از آن زمان که از زبان مبارک امام شنیده شد، همواره مورد توجه و عنایت حدیث‌شناسان، تاریخ‌نویسان و هنرمندان بوده است. تا کنون نیز هنرمندان آن را به شیوه های مختلف نوشته و عرضه کرده اند.
امام رضا (ع) در خراسان
به هرترتیب، امام رضا (ع) وارد شهر مَرو، مقر حکومت مأمون شد. مأمون مجلسی آراست و در آن امام را در مراسمی رسمی، به ولی‌عهدی خود منصوب کرد. حضرت در آن مجلس، حکم مأمون را گرفته، بر آن یادداشتی نوشت و با تیزبینی و درایتی که برخاسته از مقام امامت ایشان بود، به ارزش‌های والای اسلامی‌اشاره نمود و در برابر دسیسه‌ای که مأمون چیده بود با یاد و نام اهل بیت علیهم السلام، حقانیت ایشان و تصریح به عمر کوتاه خود، فهماند که این منصب را با انگیزه شخصی نپذیرفته و تنها عامل قبول این سمت، پافشاری مأمون بوده است.
برخوردهای حکیمانه امام با این مسأله، چه در طول سفر و چه در ایام اقامت در مرو، سبب شد تا بر خلاف پندار مأمون، امام بیش از گذشته در میان مردم شناخته شود و در دل ایشان جای گیرد.. این امر موجب این شد که مأمون در فاصله‌ای نه چندان دراز، از ترفند شکست‌خورده خود احساس ناراحتی کند و در اندیشه محدود ساختن فعالیت‌های امام و حتی از میان بردن ایشان فرو رود.
یکی از نشانه های این امر، جلوگیری وی از برپایی نماز عید فطر به امامت حضرت رضا علیه‌السلام است.

شهادت امام رضا (ع)
مأمون که روزبه‌روز گرایش بیشتر مردم به امام رضا (ع) را می‌دید، در برابر هم‌مسلکان خود، یعنی خاندان عباسی هیچ بهانه‌ای نداشت. پس تصمیم گرفت راهی بغداد شود تا از نزدیک با ایشان به گفتگو بنشیند.
اما آیا او در این سفر چه ارمغانی برای آنان به همراه داشت؟
آیا می‌توانست امام را از ولایت‌عهدی برکنار کند؟
آیا می‌توانست بیعت گستردهای که از مردم گرفته بود، نادیده بگیرد؟
آیا می‌توانست واکنش مردم به برکناری امام را تحمل کند؟
آیا می‌توانست در برابر ناخرسندی انبوه شیعیان و پیروان امام، دلیل قانع کننده‌ای بیاورد؟
این جا است که باردیگر مأمون چهره واقعی خود را نمایان می‌سازد و به خشونت پنهان و سیاست‌بازی روی می‌آورد.
او نخست، وزیرش فضل بن سهل را می‌کشد و بر جنازه او اشک می‌ریزد و برای یافتن قاتلان او جایزه تعیین می‌کند و آن گاه که آنان را دستگیر می‌کنند، آنان شهادت می‌دهند که مأمون خود به این کار فرمان داده است، اما او ناباورانه آنان را می‌کشد.
سپس برنامه حذف امام رضا (ع) را دنبال می‌کند، اما می‌کوشد که این برنامه را به گونه‌ای عملی سازد که دامان خود او از این امر پاک نشان دهد. پس در راه سفر به بغداد، در توس توقف می‌کند و در همان جا با خوراندن انار یا انگور زهرآلود به حضرت، امام رضا (ع) را مسموم می‌سازد و مانند آن چه پس از قتل فضل بن سهل کرد، در این جا نیز بر پیکر پاک امام اشک می‌ریزد و حضرت را در کنار قبر پدر خود هارون‌الرشید دفن می‌کند.
امام رضا (ع) پیش‌تر، شهادت خود به دست مأمون را به برخی از یاران خود گوشزد کرده بود. از جمله یک بار به دو تن از اصحاب خویش فرموده بود:
«اینک هنگام بازگشت من به سوی خدا فرا رسیده و زمان آن است که به جدم رسول خدا (ص) و پدرانم بپیوندم. تُومارِ زندگی‌ام به انجام رسیده است. این حاکم خودکامه (مأمون) تصمیم گرفته است که مرا با انگور و انار مسموم به قتل برساند».
در میان نقل قول‌های گوناگون درباره روز و ماه و سال شهادت امام رضا (ع)، مشهورتر آن است که حضرت در روز جمعه، آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری به شهادت رسیده، در حالی که ۵۵ سال از عمر مبارک امام سپری شده است.

به گزارش پایگاه امام رضا (ع)، محل شهادت امام هم به گفته همه تاریخ‌نویسان، شهر توس و محل دفن ایشان نیز در باغ حمید بن قحطبه در سناباد بوده که بعدها «مشهَد الرضاـ محل حضور یا شهادت امام رضا علیه السلام» نام گرفته و اینک به نام «مشهَد» شهرت دارد.
گویا چنین مقدّر بود که فرزندی از نسل پاک پیامبر اکرم (ص) و امامی‌از امامان شیعه، در سرزمینی دور از مدینه پیامبر به شهادت رسد، تا مرقَد نورانی‌اش قلب میلیون‌ها انسان خداجوی دل‌باخته را به ولایت فراخواند و بارگاهش پناهگاه دل‌های شکسته‌ای باشد که در این سوی خاک در پناه آن مزار با شکوه به آرامش رسند.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.