دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۹

در گفتگویی صمیمی؛

وقتی پای درد دل و صحبت های نگهبان خوابگاه نشستیم

12

ساعت به وقت 11شب بود. رفتم و پای حرف های یک نگهبان با سابقه در زمینه حفاظت فیزیکی دانشجویی نشستم و از او پرسیدم برای هرکدام از کلماتی که میگم هرچیزی که به ذهنت میاد بگو. مشروح این گفتگو صمیمی و زیبا را در ادامه بخوانید.

ساعت به وقت 11شب  بود. رفتم و پای حرف های یک نگهبان با سابقه در زمینه حفاظت فیزیکی دانشجویی  نشستم و از او پرسیدم برای هرکدام از کلماتی که میگم هرچیزی که به ذهنت میاد بگو. مشروح این گفتگو صمیمی و زیبا با خبرنگار مفدا کرمانشاه را در ادامه بخوانید. 

دانشجو: دوستی که آغاز آن از لحظه دیدنش آغاز و پایان ندارد.

نگهبانی: کاری سخت اما شیرین.

شب: شب در هنگام شیفت همان روز است.

ترس: ابزاری برای بیان شجاعت.

خوابگاه: محل کار من.

خواب: لذت زیبای دنیا که در زمان نگهبانی برای حفاظت از چشمانمان دریغ می کنیم.

کارت خوابگاه: وسیله که تشخیص دانشجو از غیر دانشجو را برای من آسان می کند.

حافظه تصویری: نیاز اصلی ذهن ما.

در ادامه صحبت هایم در خصوص شیرین ترین و بدترین خاطره از او پرسیدم.

کم تر از تعداد انگشتان دست دانشجویانی هستند که قوانین برایشان معنایی ندارد و رفتارهای نامناسبی دارند. این لحظه ها دلگیر هستند، زیرا همه مثل فرزندانم هستند و ناخلفی دیدن از فرزند زیبا نیست.

اما خاطره زیبا که بسیار است ...

 در این هنگام که مشغول گفتگو بودیم دانشجویی آمد و از آقای غلامی، این نگهبان دوست داشتنی پرسید معده تون دردش بهتر شد؟ الان من از داروخانه برمی گردم، یادم بود و براتون دارو آوردم.

دانشجوی ترم آخر داروشناسی بود و آقای غلامی گفت این یک خاطره خوب دیگر. هر روز اینجا پر است از این خاطره های شیرین.

و اشاره کرد:زبان خوب و بیان شیوا و دوستی با دانشجویان از نعمت های نگهبان بودن است که باعث می شود دوستانی دائمی پیدا کنی.

اما زیباترین خاطره من مربوط به زمانی است که به عنوان نگهبان نمونه در جشن هفته خوابگاه ها از من تقدیر شد. هر وقت آن لوح سپاس رو می بینم به اندازه ای خوشحال می شوم که انگار تازه متولد شدم و حس افتخار و شادی را به من می دهد.

از زمان کاری و شیفت نگهبانی سوال کردم.

گفتند:ما 24ساعت نگهبان و 48ساعت استراحت.

حیاط خوابگاه بوستان بزرگ و تعداد ماشین های دانشجویی در محوطه پارکینگ بسیار است حفاظت از این مجموعه و خوابگاه به تنهایی کار سختی نیست؟

سخت که در توصیفش کم می باشد.

24ساعت بیداری،

حراست از  بیش از 700دانشجو،

و حجم زیاد ماشین های دانشجویان به تنهایی واقعا سخت و دشوار می باشد.

بگذارید اینگونه برایتان بگویم. موقع اذان، خواندن نمازم با ترس و دلهره است و در این هنگام پست نگهبانی خالی است یا در موقع گشت شبانه درب ورودی کسی حضور فیزیکی ندارد و ورود و خروج ممکن نیست. وجود یک همکار که شیفت دونفره باشد خیلی رضایت بخش و مفید است. قبلا اینطوری بود اما متاسفانه الان به صورت تک نفری واقعا شرایط سخت و دشوار است.

از وسایل حفاظتی که در اختیار دارید برای ما بگوید؟

وسیله حفاظتی بنده و همکاران فقط یک باتوم است و این هم خودش ضعفی دیگر...

نبود وسیله حفاظتی موثر مثل شوکر یا اسپری فلفل و دستگاه ارتباطی مثل بیسیم ضعفی بزرگ است. چرا که اگر تهدیدی بیرونی به سمت خوابگاه به وجود بیاید توان مقابله و قدرت خبر رسانی و مانور بسیار کم بوده و حداقل از این رو ما خیلی آسیب پذیر هستیم که امیدوارم مسئولین توجه ویژه ای به این موضوع داشته باشند.

 انتظاری که از مسئولین دارید؟

اول اینکه من با 27 سال سابقه کار هنوز نیروی شرکتی هستم، نه فقط من بلکه خیلی از نیروهای دیگر

امیدوارم تبدیل وضعیت مارا انجام دهند و فقط این اتفاق قول نباشد.

دوم به ما که کارانه تعلق نمی گیرد و از ساعات اضافه کاری ما کم نکنند و با توجه به اینکه شیفت های دو نفر را یک نفر پوشش می دهیم ، وسایل حفاظتی برای ما مهیا نمایند.

و در پایان انتظاری که از دانشجویان دارید؟

حفظ قوانین و احترام متقابل تنها خواسته من از دانشجویان است.

خبرنگار: پرویز رستمی

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.