دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۴:۴۲

گفتگوی صمیمانه با دانشجوی جوانی که در اوج امتحان‌های دانشگاه پدر شد؛

روزهای اول پدر بودن روزهای عجیبی بود/ نه خواب داشتم نه می‌توانستم درس بخوانم، اما حالم خوب بود

گلستان

میثم احمدی، متولد فروردین ماه ۱۳۷۲ و دانشجوی ترم ۱۲ دندانپزشکی دانشگاه علوم‌پزشکی گلستان است. این دانشجوی ۲۴ ساله در سن ۲۱ سالگی پدر شده و یک پسر سه ساله به نام امیر عباس دارد.

در آستانه میلاد مبارک حضرت علی (ع) و به مناسبت روز پدر، مفدا گلستان گفتگویی صمیمانه با این پدر جوان دانشجو انجام داده است، که می‌خوانید.

مفدا گلستان: چه زمانی ازدواج کردید؟ آیا همسرتان هم دانشگاهی و یا هم رشته خودتان است؟

بعد از امر حضرت آقا به ازدواج جوانان و لزوم افزایش جمعیت در کشور، سال ۱۳۹۰ و دقیقا یک هفته بعد از اعلام نتایج نهایی کنکور اقدام به ازدواج  کردم. همسرم دانشجوی رشته معماری است و حاصل ازدواج ما یک پسر سه ساله به نام امیرعباس است.

مفدا گلستان: چه سالی طعم پدر بودن را چشیدید؟ برایمان از نخستین روزهای پدری بگویید!

بهمن ماه سال ۱۳۹۲ درست در میانه امتحانات پایان ترمِ پنج خداوند متعال، آقا امیرعباس را به ما هدیه داد؛ روزهای اول پدر بودن روزهای عجیبی بود، پدر شدن طعمی دارد که نمی‌توان با زبان بیان کرد، این طعم را همه پدرها چشیده‌اند. عشق و ذوق زدگی توام با امتحانات پایان ترم، شرایط منحصر به فردی را رقم زده بود که در عمرم تجربه نکرده بودم. نه خواب داشتم نه می‌توانستم درس بخوانم، اما حالم خوب بود و چیزی جز  فرزندمان توجهم را جلب نمی‌کرد.

مفدا گلستان: با توجه به مشغله درس و کار، وظیفه پدر بودن برایتان دشوار نیست؟  دانشجو بودن و پدر بودن را برایمان تعریف کنید! اینکه سخت است همزمان  دانشجو و پدر باشید یا تفاوتی ندارد!

 زندگی که بدون سختی نمی‌شود، هرکس به هر چیز ارزشمندی که بخواهد برسد باید برای آن تلاش کند و سختی بکشد. زندگی متاهلی و دانشجویی آن هم با یک بچه، سختی‌های فراوان دارد، بی‌پولی، بی‌خوابی، درس و هزار و یک مسئله دیگر دارد، اما نمی‌دانم علت چیست که در بین تمام این سختی‌ها، یک آرامشی انسان دارد که من آن را با هیچ چیز دیگری عوض نمی‌کنم. یک نگاه با محبت به چهره فرزند برابری می‌کند با تمام لذت‌های دنیوی. البته داشتن همسری مهربان، صبور،  با ایمان و همراه هم شرط اصلی داشتن آرامش در زندگی و لذت بردن از آن است که الحمدلله پروردگار این نعمت را به من عطا کرده و این آرامشی که در خانواده کوچک ما برقرار است به ‌خاطر وجود همسرم است.

مفدا گلستان: تفاوت یک پدر دانشجو با سایر پدرها چیست؟

تفاوت پدر دانشجو با پدرهای دیگر در این است که پدر دانشجو صبح تا عصر در دانشگاه است و بعد از آن هم ناچار است برای درس‌ها و امتحانات درس بخواند و کمتر وقت می‌کند با فرزند خود وقت بگذراند و این مساله‌ای است که همیشه باعث ناراحتی ما می‌شود، اما چاره‌ای نیست و برای رسیدن به هدف، این سختی‌ها و مشکلات را باید تحمل کرد.

مفدا گلستان: خاطره شیرین شما از پدر بودن چیست؟

پدر بودن هر روز پر از خاطره است. خندیدن، گریه کردن، راه رفتن، غذا خوردن و هر کار دیگری که کودک انجام می‌دهد برای پدر و مادر خاطره است. اما چیزی که برایم دوست داشتنی و جالب است، این است که امیرعباس این روزها وقتی از کلینیک به خانه برمی‌گردم بدو بدو کنان دم در می آید و اولین کاری که می‌کند این است که از من می‌پرسد "چی برام خریدی" و بعد از آن شروع می‌کند به گشتن جیب‌های من. این اتفاق برای پدر و مادرها، لذت‌بخش‌ترین اتفاق دنیاست...

مفدا گلستان: برای فرزندتان چه آرزویی دارید؟

تنها آرزوی من برای فرزندم این است که روزی امیرعباس عزیزم چه در کسوت یک پزشک چه مشاغل دیگر، سرباز برومندی برای اسلام و انقلاب شود و در رکاب صاحب الامر به مقام والای شهادت برسد که بالاترین سعادت برای یک پدر فدا نمودن همه هستی خود برای خداست.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.