شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۸

پاسخ به برخی شبهات حجاب

حجاب و عفاف

شبهه : بر فرض پذیرفتن حجاب،از کجا معلوم که معنی آن همان کیفیتی است که شما در نظر دارید و از کجا معلوم «چادر» حجاب برتر باشد؟          پاسخ: معنای جلباب

واژه جلباب (با کسر جیم) در اصل مصدر فعل رباعی «جلبب» است که از مصدر، اسم ذات اراده شده، نام پوشش ویژه ای قرار گرفته است. تعبیر از اسم ذات به وسیله مصدر، باعث شده است که مبالغه در پوشاندن را بفهماند، به گونه ای که دلالت بر معنای پوشش بزرگ و کامل کند. به رغم وجود اختلاف در تفسیر معنای جلباب حتی کسانی که تصریح کرده اند در معنای آن اختلاف است نیز قبول دارند که در اصل لغت به معنای پوشش گسترده و فراگیر است که ظاهر و روی همه بدن را بپوشاند و روی لباس های دیگر پوشیده می شود.

شبهه : برخی می گویند اولا چادر گران است و مانتو از نظر اقتصادی با صرفه تر است و ثانیا: رنگ مشکی باعث بوجود آمدن انواع ناراحتی های روانی و افسردگی می گردد پس بهتر است چادر مشکی به چادر صورتی و رنگ های متنوع تبدیل گردد…! نظر شما چیست؟ آیا چادر مشکی افسردگی می آورد؟

پاسخ: اولا وقتی یک زن چادری را (که در طول یک یا دو سال یک چادر بیشتر لازم ندارد) با خانمی که بدون چادر هر هفته با یک نوع لباس و رنگ و با خرج کردن پول زیادی برای انواع آرایش در نظر می گیریم به مراتب از نظر اقتصادی چادر با صرفه تر است. بلکه آن خانم هایی که دائم به چادر اشکال می کنند گاهی مانتوهایشان چندین برابر قیمت یک چادر است.

ثانیا: مگر دختر یا زن چادری می خواهد همیشه چادر سرش نماید تا رنگ مشکی اثر منفی از جهت روانی بر وی داشته باشد، بلکه چادر را برای اوقات کمی که در بیرون از منزل هست استفاده می کند و در درون خانه و در مکانی که نامحرم نیست می تواند از لباس های خوش رنگ و مناسب استفاده کند و اسلام هم روی این موضوع تاکید نموده است.

ثالثا: اگر رنگ مشکی اینقدر خطرناک است چطور شما در میهمانی ها و پارتی های خصوصی خود تیپ مشکی می زنید؟!

رابعا: اگر این حرف شما صحت داشته باشد باید همه خانم های بدحجاب و زنانی که از انواع اقسام لباس ها و رنگ ها در خیابان استفاده می کنند و نظر مردان بویژه جوانان لاابالی را به خود خیره می کنند باید از نظر روانی و روحی سالم ترین زنان باشند و از نظر اجتماعی و اخلاقی و مشکلات خانوادگی مانند طلاق و… کمترین ناراحتی نداشته باشند، درحالی که در آمار و حقایق غیر از این است و اصلا بر مبنای نظر شما جوامع غربی باید شاداب ترین و سالم ترین مردم را از نظر روحی و اخلاقی داشته باشند اما می بینیم و خود غربی ها هم بارها اعتراف کرده اند که کشور های غربی بالاترین آمار را از نظر مشکلات اخلاقی و روحی در بین جوامع دارند.

خامسا: اگر رنگ مشکی این آثار منفی را دارد باید در آفریقا یک آدم سالم از نظر روانی پیدا نشود! در حالی که مردم شریف و سیاه پوست آفریقا از جمله بلال حبشی موذن رسوا خدا(ص)  از نظر روانی و اخلاقی و صفا و محبت به مراتب بالاتر از مردم فرنگ و پیروانش هستند.

شبهه : حجاب کفن است.

پاسخ: اگر حجاب کفن است پس چرا غرب از آن هراس دارد؟ زن بی حجاب زن بزم است و زن محجبه زن رزم.

برای ستمکاران عالم زن بزم خطر ندارد ولی زن رزم ریشه آنان را می کند. لذا پشت سر زنان بزم، پُر است از ستمگران عالم. در دوران رضاشاه پهلوی نیز مساله بدحجابی با چماق تحمیل شد نه اینکه تمایل اولیه زنان ایرانی باشد. علت تحمیل هم این بود که زن بزم، مردان رزم تحویل جامعه نمی دهند لذا دربار، فراماسونرها، بابیت و وهابیت، زنان بدکاره، محصلین فرنگ و رضاشاه دیکتاتور از جریان بی حجابی پشتیبانی کردند. حجاب کفن نیست بلکه حجاب، فرهنگ غرب و استثمار و استعمارگران را کفن می کند.

شبهه : رعایت حجاب، مرد را بیشتر کنجکاو و تحریک می کند. از قدیم گفته اند: «الانسانُ حریصٌ علی مامُنعِ؛ انسان نسبت به آنچه از آن منع شود، طمع می ورزد.»

پاسخ: اولا اینکه می‏ گویند: «الْانْسانُ حَریصٌ عَلی‏ ما مُنعَ مِنْهُ» مطلب صحیحی است ولی نیازمند به توضیح است. انسان به چیزی حرص می‏ ورزد که هم از آن ممنوع شود و هم به سوی آن تحریک شود؛ به اصطلاح تمنای چیزی را در وجود شخصی بیدار کنند و آنگاه او را ممنوع سازند. اما اگر امری اصلاً عرضه نشود یا کمتر عرضه شود، حرص و وَلَع هم نسبت بدان کمتر خواهد بود.

دوما اینکه ما نمی خواهیم کشش بین زن و مرد که زیبایی زندگی است از بین برود. اتفاقا اگر از بین برود زشت و نازیباست. بلکه این کشش باید باشد اما تعدیل شده، کنترل شده و قاعده مند، نه ول و رها. و اتفاقا حفظ کشش و جذابیت همراه با حریم از کارایی های مهم حجاب است.

ضمن اینکه «پلینت روث» می گوید: رواج فرهنگ برهنگی نه تنها آن را به صورت عادی و یک چیز بی اهمیت در نیاورده بلکه عطش روحی را افزایش داده است. آری بی حجابی نیز حریص بودن را کم نمی کند اما قطعا رابطه دو جنس مخالف را به لجن می کشاند و زن را بی ارزش می کند.

شبهه : دلت پاک باشه ایمان و دینداری که به حجاب و اینجور چیزها نیست…

پاسخ: اینکه هر کسی هر کاری که می خواهد بکند و بعد هم دلش پاک باشد به یک شوخی شبیه تر است تا به یک حرف معقول زیرا اصولا این تقید به فرائض دینی است که دل را پاک نگه می دارد و نه هُرهُری مذهب بودن. لذا حرف صحیح این است که محجبه باش تا دلت پاک باشد و مومن و دیندار باشی. حرف فوق سخن شیطان است و آنچه که ما گفتیم سخن ما نیست بلکه بنا بر آیات و روایات متن و مُرّ دین است.

شبهه : اگر حجاب برای پیش گیری از شهوترانی و جنسی کردن فضای جامعه است چرا صورت زن که زیباترین عضو است از پوشش استثناء شده است؟

پاسخ: در واقع باید زن صورتش را نیز می پوشاند اما چون دین اسلام دین سهله و سمحه است پوشش صورت و دست ها از مچ واجب نشده است و با وجوب پوشش سایر اعضاء بدن به ویژه موی سر و ممنوعیت آرایش در بیرون از منزل، جلوه گری این زیبایی را به حداقل رسانده است. ضمنا اگر زن بداند که کسی از روی شهوت به او نگاه می کند پوشاندن چهره نیز بر او واجب می شود.

شبهه: حجاب و دخالت در پوشش افراد مخالف آزادی است و با «لااکراه فی الدین» نمی سازد. ضمن اینکه اگر به کار رضاشاه پهلوی در کشف حجاب انگ دیکتاتوری می خورد اجباری بودن حجاب نیز همان مشکل را برمی تابد.

پاسخ: اولا منظور از آیه کریمه فوق، اکراه و اجبار در اصل اعتقاد به دین و قبول آن است نه برخوردار بودن دین از نظام قانونی.

ثانیا هر کسی که در جامعه اسلامی زندگی می کند مطابق با نظام دموکراسی باید به ارزش های پذیرفته شده اکثریت آن جامعه احترام بگذارد.

ثالثا دین اسلام از اول آزادی را مشروط به عدم مخالفت با قوانین الهی اعلام داشته نه غیر مشروط. اما در کشورهای اومانیستی که آزادی را اصل غیر مشروط می دانند مخالفت با حجاب مخالفت با آزادی محسوب می شود. البته کشورهای اومانیستی بر حسب انسان محور بودن و عدم ارادت به خالق متعال در امور اجتماعی، آزادی را به معنویات و احکام الله مقید نمی دانند و الا نسبت به امور مادی اتفاقا بسیار مقیدند؛ مثلا به سربازی رفتن، رعایت نظافت، رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و صدها امر مادی دیگر کاملا مقید است و آزادی در این موارد معنایی ندارد و با مخالفین برخورد قانونی می شود.

رابعا معنای دیکتاتوری اجبار افراد بر حسب میل و نظر شخصی است نه اجبار بر اساس قوانین فطری و معقول الهی. ضمن اینکه اجبار در معقولات بسیار پسندیده است به عنوان مثال اجبار والدین در درس خواندن فرزندان.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.