دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۲

وقتی در جامعه ی مادی امروز، «خداوند» اصلی ترین دغدغه می شود/حجت الاسلام مزروعی:قسمت عمده دغدغه های بچه ها به خدا ختم می شود.

مزروعی

حجت الاسلام و المسلمین رسول مزروعی سال هاست در نشست های تخصصی با نام «طرح شهید بهشتی» با جوانان دانشجو و طلبه و اساتید حوزه و دانشگاه، بحث های فکری خاصی را مطرح می کند. این بحث ها از جایگاه انسان در هستی و اثبات وجود خداوند آغاز می شود و به زیبایی های زندگی الهی ختم می گردد. در حال حاضر هیچ ثبت نام خاصی برای این دوره ها به صورت عمومی وجود ندارد. برگزار کننده های آنها، دانشگاه ها و مراکز علمی هستند که مخاطب خاص خود را دارند. محبوبیت ایشان در میان دانشجویان علوم پزشکی قم که نامش بیشتر با «حاج آقا مزروعی» گرد زبانها می چرخد بهانه ای شد تا با او به گفتگو بنشینیم.

+خیلی از بچه ها دوست دارند بدانند حاج آقا مزروعی کیست؟ چون خیلی از شما تعریف شنیدند، لطفا ابتدا از خودتان یک معرفی کامل داشته باشید...

-بسم الله الرحمن الرحیم، طلبه ام، مزروعی هستم متولد اصفهان. از سال ۶۴، من هم مثل شما در دبیرستان رشته ی تجربی بودم؛ داشتم برای پزشکی میخواندم، و ما یک معلم پرورشی داشتیم که دانشجوی زمین شناسی بودند و آن زمان چون انقلاب فرهنگی بود و دانشگاه ها موقتا تعطیل شده بود و رفته بودند حوزه و طلبگی میخواندند، ایشان خیلی انسان دوست داشتنی و اخلاق مداری بودند و من دغدغه های فکری ام زیاد بود و از دبستان درگیر سؤالاتی بودم که در طرح شهید بهشتی مطرح شده، بعد از آشنایی با ایشان خدمت یکی از علما رسیدم و نورانی و دوست داشتنی بودند. ایشان باعث شد تصمیم بگیرم درس طلبگی را شروع کنم و از سال سوم دبیرستان، کنار درس های دبیرستان طلبگی را شروع کردم و معدل نهایی ام ۱۷ و خرده ای شد. بنده در دبیرستان حکیم ثنایی اصفهان تحصیل می کردم. پس از آن من ۲ سال از درس طلبگی را در اصفهان خواندم و بعد احساس کردم فضای علمی قم قوی تر است، آمدم قم و درس را در قم ادامه دادم؛ به لطف خدا ۱ سال هم رفتم مشهد برای خواندن مطول و بعد برگشتم به قم...

+اساتیدی که در حوزه از محضرشان استفاده کردید چه کسانی بودند؟

بزرگان زیادی بودند مثل آیت الله استادی، اجتهادی، پایانی، صلواتی، غدیری، جوادی آملی، حائری، شاهرودی و بعد رسیدم خدمت آیت ا... بهجت و عمده استفاده ام را از محضر ایشان بردم.

+شما چند سال از محضر آقای  بهجت استفاده کردید؟

-بنده بیش از ده سال خدمت ایشان بودم، هم اصول هم فقه و واقعا ایشان بی نظیر و بی بدیل بودند...

+کمی از خودتان بگویید؛ چند فرزند دارید؟

-۲ دختر و ۲ پسر

 +راه شما را ادامه دادند یا به کار دیگری مشغول هستند؟

-پسر بزرگم فوق لیسانس نرم افزار دارد و از نخبه های کشوری است؛ او الان در شرکتی مشغول به کار است و ازدواج کرده، پسر دومم اخیرا لیسانس گرفت و برای فوق لیسانس میخواند و رشته اش تغذیه است. دختر بزرگم رشته اش روان شناسی است و او هم ازدواج کرده و دختر کوچکم کلاس نهم می رود.

+دوست داشتید فرزندانتان ادامه دهنده راه شما باشند؟

-خیر اتفاقا پسر بزرگم وقتی دبیرستان را تمام کرد برای انتخاب بین حوزه و دانشگاه با من مشورت کرد و من به او عرض کردم حوزه یا دانشگاه رفتن مهم نیست، مهم خدایی بودن هست. من اگر هزار بار دیگر هم به دنیا بیایم همین مسیر را انتخاب می کنم اما این دلیل نمی شود شما(پسرم) هم قدم در این راه بگذارید.  استعدادها و علائق متفاوتند و اتفاقا او از دوره راهنمایی به کامپیوتر و نرم افزار علاقه داشت و در دوره دبیرستان با دوستانش ربات امدادگر طراحی کردند و در مسابقات جهانی که در چین برگزار شد اول شدند.

+از طرح شهید بهشتی بگویید؛ ابتدا بگویید جرقه این طرح از کجا خورد؟

-جرقه ی اولیه این کار بر می گردد به سوال های خود من که یکی از علل اصلی طلبه شدن من هم هست. خیلی پیگیر بودم برای جواب این سؤال ها و خیلی مطالعه کردم اما بعضی اوقات جواب قانع کننده ای پیدا نکردم و بعد در محضر آیت الله بهجت این مباحث تکمیل شد و بعد به دانشجوها ارائه شد.

-مباحث مطرح شده چگونه است و هر طرح چند نفر شرکت کننده دارد؟

+مباحث از پیش تعیین شده ای بطور الزامی مطرح نمی شود و طرح گفتگو محور و پرسش و پاسخ است؛ متناسب با دغدغه ی تک تک بچه ها است. به همین دلیل ما تعداد را پائین میگیریم بین ۱۵ تا حداکثر ۲۰ نفر. جایگاه انسان در هستی، حقیقت عبودیت، تعقل و تفکر، جهنم و توبه و از این دست مباحث که بستگی به مخاطبین و دغدغه هایشان نیز دارد.

+اصلا چه شد که نام شهید بهشتی را بر روی این طرح گذاشتید؟

-واقعا نمی دانم که چه شد!(می خندد) ولی خب شهید بهشتی آدم فکوری بودند و شاید ایشان هم به دلیل اینکه مثل آقای مطهری هم در حوزه و هم در دانشگاه فعالیت داشتند، این عنوان را برای طرح انتخاب کردند.

+تابحال در کدام دانشگاهها این طرح را اجرا کردید؟

-غیر از اینجا در دانشگاه اصفهان، صنعتی اصفهان، شریف، شهید بهشتی، علوم پزشکی اصفهان، هنر اصفهان، دانشگاه مشهد، پیام نور مشهد، پیام نور اصفهان و چند دانشگاه دیگر در سطح اساتید و دانشجویان اجرا شده است.

+دانشجوهای علوم پزشکی قم را چطور ارزیابی میکنید؟

-من با دانشجوهای زیادی در ارتباط بودم، در شهرهای مختلف و دانشگاه های مختلف و برخلاف برخی ها که در مورد قشر جوان خیلی اظهار نگرانی می کنند و حس می کنند اوضاع خیلی خوب نیست، اما من می گویم که بچه ها خوبند در هر ظاهر و تیپ و سلیقه ای هم که باشند... هیچ کس معصوم نیست و ممکن است لغزش من با شما متفاوت باشد و چه بسا لغزش من بزرگتر باشد و دانشجوهای ما در هر ظاهر و تیپ و اخلاقی، معتقد، خدایی، دوست داشتنی و صادق اند و مهم تر از همه فکورند و می اندیشند.

+چه شد که از بین موضوعات مختلفی که دغدغه ی جوان ها است، شما در این طرح در مورد خدا و خداشناسی صحبت می کنید؟

-اتفاقا ما بحث را از خدا شروع نمی کنیم، از خود بچه ها شروع می کنیم. از دغدغه ها و از ناکامی هایشان و اینکه ما اینجا چه کاره ایم، قصه مان چیست و هدفمان چیست؟! و همه پاسخ ها به نقد گذاشته می شود؛ باهم به جلو میریم و بعد میرسیم به پاسخ اساسی و بنا به خواست و نیاز بچه ها بحث کشیده می شود به خدا و بعضی مواقع هم بحث ممکن است به مباحث دیگری کشیده شود! بستگی به این دارد که دغدغه عمده بچه ها چه چیزی باشد و ما در نشست اول که با بچه ها داریم میگوئیم که هیچ خط قرمز و محدودیتی وجود ندارد و هر دغدغه ای که داریم میتوانیم مطرح کنیم و چون هستی همه وجودش و تکیه اش به خدای سبحان است. وقتی دغدغه ها را مطرح می کنیم قسمت عمده اش به خدا ختم می شود بنابراین در نهایت وارد این مباحث می شویم.

+به نظر شما مطرح کردن این مباحث برای دانشجویان چه تاثیری در زندگی و آینده شغلی شان میتواند داشته باشد؟

-این را باید از خود مخاطبان طرح پرسید؛ هم از کسانی که تازه این دوره را گذرانده اند و چه کسانی که ۱۰-۱۵ سال از زمانی که این دوره را گذرانده اند، می گذرد. مثلا طبق گفته خانم دکتر مشهدی که الان ازدواج کردند و بچه دار هستند و تخصص هم گرفتند بر اساس مباحثی که مطرح شد مسیر زندگی شان را مشخص کردند و همسرشان را انتخاب کردند و همچنین دکتر یزدانی، خانم خویی، خانم ابراهیم کوچک، انوری و چند نفر دیگر. مثلا بچه ها در حین برگزاری دوره می آیند و می گویند خیلی نگاهم نسبت به هستی عوض شده و شوقم برای زندگی بیشتر شده.

-تا بحال کسی بوده که پس از طرح گفته باشد قانع نشده ام؟

+در طول این چند سال در علوم پزشکی قم و در شهر های دیگر فقط دو نفر بودند که من هر جا می روم این دو نفر را استثنا می کنم، یک خانم و یک آقا که می گویند همچنان قانع نشده اند؛ البته خودشان می گویند با وجود اینکه قانع نشدند، این بحث ها تاثیر بسزایی در زندگی شان داشته و نشاط و امید بیشتری را در زندگی احساس کردند.

-شما در طول صحبت هایتان اشاره کردید که مخاطبان با شما تماس گرفتند و شما جواب دادید با توجه به اینکه تعداد زیادی دانشجو و طلبه در طرح شما شرکت کرده اند چگونه می رسید به تمام اینها پاسخ دهید؟

+ اتفاقا من خیلی خوشحال می شوم که در خدمت بچه ها باشم اما فقط گاهی با مضیقه روبرو می شوم. هر وقت شماره تلفنم را بچه ها خواستند اول عذرخواهی می کنم که اگر نتوانم جواب بدهم به این معنی نیست که نمی خواهم جواب بدهم و از آنها خواهش می کنم که پیام بدهند و بعدا سر فرصت بررسی شان می کنم.

بعضی از اساتید می فرمایند آدم اگر سعی کند قدم هایش را درست بردارد لازم نیست معصوم باشد، وقتش برکت پیدا می کند مثل طی الأرض که با یک قدم کوچک مسافت زیادی طی می شود، وقت هم برکت پیدا می کند؛ بنده با تمام نقص و کاستی های خودم، دیده ام که این اتفاق می افتد. در زندگی برای هرکاری باید وقت خاص خودش را گذاشت، آدم آن وقتی را که باید برای همسرش بگذارد اگر برای کار بگذارد، تلف می شود. وقتی را که باید برای کار بگذارد اگر نگذارد آن وقت تلف می شود و زندگی اش بی برکت می شود.

-حرف آخر ؟

+حرف آخر این که خودشان را به سیستم ها نسپارند و مطابق عقل و فطرتشون عمل کنند. البته به این معنا نیست که با سیستم ها بجنگند بلکه همان طور که آیت الله بهجت فرمودند:«هرچه قدر می توانید و هرچه قدر می دانید، عمل کنید.»

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.