پنجشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۴

فعال فرهنگی و دانشجویی دانشکده شرق گیلان:

خوشبختانه یکی از دستاوردهای خوبی که امسال کسب کردم حضور در جشنواره فرهنگی بود که تجربه های عجیب و تلخ و شیرینی برایم به ارمغان داشت.

گيلان

کامل غلامی دانشجوی ورودی ۹۳ هوشبری دانشگاه علوم پزشکی گیلان، دبیر کانون شعر و ادب دانشکده ی شرق و به عنوان دانشجوی فعال فرهنگی دانشگاه می باشد . وی حضور در جشنواره فرهنگی وزارت را تجربه ای عجیب و تلخ و شیرین دانست و معتقد است اگر همکاری های لازم وجود داشته باشد کاری خواهیم کرد که در دانشگاه های علوم پزشکی شمال کشور بی نظیر باشد.

کامل غلامی دانشجوی ورودی ۹۳ هوشبری دانشگاه علوم پزشکی گیلان، دبیر کانون شعر و ادب دانشکده ی شرق ، دبیر کانون فرهنگی بسیج دانشکده، عضو هیئت تحریریه ی دو نشریه ی دانشجویی و عضو شورای مرکزی انجمن علمی_دانشجویی هوشبری دانشکده پیراپزشکی شرق گیلان است که دو اثرشان (شعر نو و ترانه) به مرحله ی نهایی هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت راه پیدا کرد. ایشان از جمله برگزیدگان کمیته دانشجویی لنگرود و از فعالان فرهنگی دانشکده ی پرستاری،  مامایی-پیراپزشکی شرق گیلان می باشد.

متن زیر گفتگوی کمیته دانشجویی مفدا  با  فعال فرهنگی دانشجویی است 

تبریک بابت فعالیت های چشم گیر شما در بخش فرهنگی دانشگاه، از انگیزه و دلایل این پشتکار توضیح دهید.

یکی از مهمترین دلایل یا شاید مهمترین دلیل، علاقه ی شخصی به انجام کارهای فرهنگی و دانشجویی بوده. حسِ خوبی است تلاش و همکاری برای به ثمر رساندن یک حرکت دانشجویی. وقتی یکبار این حرکت انجام دهید و با اقبال مواجه شود از دفعات بعد اتوماتیک وار ترغیب به انجام آن کار می شوید. دوستانی که تجربه اش را داشته اند دقیقا متوجه منظورم می شوند.

-علاقه ی شما به ادبیات از چه زمانی آغاز شد  و برای حرفه ای شدن علاقه چگونه اقدام کردید؟

من برخلاف خیلی ها در دوران کودکی علاقه ی چندانی به ادبیات (به شکل کنونی) نداشتم. در کودکی بیشتر، کتاب های درسی همدمم بود و به اصطلاح یک پسر بچه ی سربه زیر و درس خوان وحرف گوش کن بودم. به هیچ وجه علاقه ای به نوشتن داستان و شعر نداشتم. جالب است بدانید که حتی در آن دوران، انشاهایم را مادرم بجایم می نوشت! و من تنها در امتحانات پایان سال بود که دست به قلم می شدم.

شروعِ نوشتن و علاقه ی من به ادبیات از آخرین سال دبیرستانم بود. زمانی که کنکور داشتم! در آن زمان با توجه به اینکه یک سال پشت کنکور مانده بودم و مدرسه هم نمی رفتم، تقریبا تمام طول روز را در خانه سپری می کردم. با توجه به اینکه برادرهایم یا دانشجو بودند یا دانش آموز و پدر و مادرم هم چون فرهنگی بودند، صبح ها به مدرسه می رفتند همیشه صبح ها را تنها در خانه سپری می کردم. در آن دوران عضو سایتی شده بودم که کتاب هایی را برای دانلود می گذاشت. و بحث های ادبی زیادی در آن سایت شکل می گرفت. کتابی دانلود کرده بودم به نام "باشرف ها" و هر روز صبح، در بین زمان های استراحت آن را می خواندم. یکی از عاملینِ علاقه ی من به ادبیات همین کتاب بود. در کنار این سایت، وبلاگ نویسی نیز قطعا کمک بسیار زیادی در نوشتن به من کرد. و اگر بخواهم خلاصه کنم بنیان های ادبیاتی من در سایت کتابناک و وبلاگ (بلاگفا) پی ریزی شد

سبک خاصی را برای آثارتان انتخاب نموده اید ؟  

اگر منظورتان از سبک قالب های شعری باشد، بنده تا سال پیش تقریبا تمام سبک های نوشتاری را تجربه کردم. غزل، شعرنو، داستان کوتاه، ترانه، سپید، مثنوی، چارپاره و ... اما اخیرا سعی شده در دو حوزه ی ترانه و داستان کوتاه هم مطالعات گسترده تر انجام شود و هم نوشتن به همین دو حوزه محدود باشد.

- لطفاً راجع به راه یابی آثارتان در بخش ادبی هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت توضیح دهید. و بفرمایید اعتبار این جشنواره را چگونه ارزیابی می کنید؟  

خوشبختانه یکی از دستاوردهای خوبی که امسال کسب کردم حضور در جشنواره وزارتخانه بود که تجربه های عجیب و تلخ و شیرینی برایم به ارمغان داشت. سطح جشنواره بسیار بسیار بالا بود. در همه حوزه ها دانشجویان با تمام قدرت حضور داشتند. حتی بعضی از برگزیدگان بخش ترانه تجربه ی همکاری با خواننده های مشهور را داشته است. 

-چه پیشنهادی جهت بهبود اوضاع جشنواره و حتی دبیرخانه فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی گیلان دارید؟

جشنواره  امسال مسوولان  برگزاری از تمام نیرو و انرژی و بودجه ی خود جهت هرچه بهتر برگزار کردن  مراسم استفاده کرده بودند. ولی نکته ای که دوست دارم گفته شود، توجه بیشتر به بخش ادبی در جشنواره های آتی است. با توجه به اینکه بخش ادبی بیشترین آثار ارسالی را در میان بخش های مختلف دارا بود، این انتظار وجود دارد که صرفا به برگزاری یک اختتامیه و کارگاه آموزشی اکتفا نشود. هرچند زمان نامناسب کارگاه ها نیز میتواند مورد نقد قرار گیرد.

در خصوص فعالیت های دانشگاهمان برای این جشنواره، باید بگویم که ما  ضعیف عمل کردیم! اطلاع رسانی ها بسیار ضعیف بود. هیچ کارگاهی در هیچ بخشی از بخش های جشنواره برگزار نشد. بودجه ی چندان زیادی برای کانون ها در نظر گرفته نشده بود. و یکجورهایی ما در جشنواره غریب بودیم! این انتظار وجود دارد که مسئولان عزیز در جشنواره های پیش رو همکاری های بیشتری با دانشجویان داشته باشند

- با آرزوی اینکه در آینده با توجه به حمایت های معاونت شاهد درخشش بیش از پیش گیلان باشیم، آیا شما در جشنواره های دیگر هم مقام آورده اید؟ 

بله

جشنواره ققنوس. بسیج دانشجویی علوم پزشکی گیلان

-لطفاً نشریات و کتاب هایی که در انتشارشان همکاری داشته اید را نام برده و مختصر معرفی نمایید. 

در حال حاضر با دو نشریه ی دانشجویی و یک نشریه فرهنگی اجتماعی همکاری دارم

نشریه نما که مختص بسیج دانشجویی علوم پزشکی گیلان بوده و عضو هیئت تحریه آن در یک شماره بودم و نشریه قهوه قجری که نشریه ی کشوری است و عضو هیئت تحریریه و دبیر بخش کتاب شناسی اش هستم

نشریه دوات نیز هست که دوهفته نامه ای فرهنگی و اجتماعی است ودر چند شماره با آن همکاری داشتم در خصوص کتاب نیز چند ماه پیش، با همکاری آکادمی ترانه کتاب مشترکی چاپ شد که بنده با دو ترانه در آن حضور داشتم. همچنین به تازگی چاپ کتاب مشترکی در راه است که با همکاری چند تن از وبلاگ نویسان به انجام خواهد رسید

- شما وبلاگ و کانالی را به اسم آقای رایمون مدیریت می کنید. چرا این اسم را انتخاب نموده اید؟ و روزانه چند ساعت زمان صرف این کار می کنید؟ 

بله. رایمون کودکِ درون من بود که زودتر از خودم رشد کرد و حالا برای خودش مردی شده. ولی هنوز هم که هنوز است من او را کودک خود میدانم. اسمش را از توی یک سایتِ انتخاب اسم برای کودکان برگزیدم. علت انتخابم هم معنای زیبا و خوش تلفظی اش بود. رایمون ریشه ای گیلکی دارد و به معنای پسرباهوش است. 

قبل تر زمان زیادی حدودا ٤-٥ ساعت در روز برای وبلاگم صرف می کردم ولی حالا هر ٤-٥ روز به آن سر میزنم. این هم از مضرات تلگرام و اینستاگرام است!

- به نظر شما وظیفه ی وبلاگ نویس برای جامعه ی امروزی چیست؟   

اصل وبلاگ نویسی روزانه نویسی است. یعنی بسیاری از وبلاگ نویسان در پست هایشان اتفاقات روزمره ی خود را با نگاهی دقیق تر از بقیه و با لحن و بیانی مختص به خود به اشتراک می گذارند. و میتوان با خواندن مطالب یک بلاگر تجربه ای جدید کسب کرد و در واقع در دنیای او به زندگی کردن پرداخت

-تاثیر خانواده و دوستان روی روند انگیزه ی دانشجو در مشارکت های جمعی دانشگاهی چه می باشد؟

برای بنده به شخصه تاثیر چشم گیری نداشته! متاسفانه یا خوشبختانه چندان تحت تاثیر سخنان اطرافیان و خانواده و دوستان نیستم و سعی میکنم خودم کاری را که دوست دارم و حس میکنم با انجامش حالم خوب می شود انجام دهم. خیلی وقت ها از دوستان سخنانی می شنیدم که خب درست نبود و متلک وار عنوان میشد. ولی توجهی به این حرفها نداشتم. پیشنهادم به بقیه دوستان هم این است که اولا مطالعات خود را گسترده و شدیدتر کنند (در هر حوزه ای که دوست دارند) و بعد راهی را انتخاب کنند که به آن علاقه مندند. کاری که من کمی دیر انجام دادم!

- شما در زمینه ی مشاوره کنکور هم فعالیت هایی داشته اید. به دوستان کنکوری چه دیدی نسبت به دانشگاه و رشته ی خودتان (هوشبری) می دهید؟

راستش فکر میکنم اکثر دوستانی که من را می شناسند میدانند که علاقه ی زیادی به رشته ای که تویش درس میخوانم ندارم. (صرفا جهت اطلاع: من برای کنکور، ٨٦ انتخاب انجام داده بودم، ٨٥مین انتخابم هوشبری گیلان بود. بعدش پرستاری گیلان! این دو را هم صرفا برای سرباز نشدن انتخاب کردم. این بود علت اینکه می گویم علاقه ندارم) و بخاطرِ نداشتن علاقه نه به کسی توصیه میکنم واردش شود و نه رای ش را می زنم که واردش نشود. شرایط هر رشته را عنوان میکنم، انتخاب با خود فرد است.

-آیا برنامه ی خاصی برای کانون فرهنگی شعر و ادب دانشکده پیش رو دارید؟  

اگر همکاری های لازم وجود داشته باشد کاری خواهیم کرد که در دانشگاه های علوم پزشکی شمال کشور بی نظیر باشد. اما بودجه ی تحت اختیار کانون اجازه ی کارهای بزرگ را از ما گرفته. تا کنون چنین بوده. امیدوار به بهبود اوضاعیم

- کامل غلامی آینده ی خود را چگونه ترسیم می کند؟  

خیلی خوب، خیلی قدرتمند، خیلی سپید:)

-و حرف آخر؟!  

سوالات قشنگی پرسیدید. رفتم به ٥-٦ سال قبل و دوباره برگشتم. آرزوی سلامتی و آرامش و جیب پر پول برای همه

ممنون که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید. 

خبر: مهتاب پورذکریا دبیر کمیته دانشجویی مفدا 

عکس: آوا قنبری

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.