چهارشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۵

شهادت میرزا تقی خان امیرکبیر گرامی باد.

semnan

«یکی از نام های دارای افتخار در تاریخ ما - به همان اندازه ای که واقعیت دارد - امیرکبیر است. امیرکبیر در کشور ما سه سال در رأس دولت بوده است. معلوم می شود سه سال وقت خیلی زیادی است. همه کارهایی که امیرکبیر انجام داده و همه خاطرات خوبی که تاریخ و ملت ما از این شخصیت دارد، محصول سه سال است. بنابراین چهار سال، وقت کمی نیست - وقت خیلی زیادی است - به شرط این که از همه این وقت به نحو درست استفاده شود.»

اشاره:حدود سال 1222 هجری قمری، محمدتقی به دنیا آمد. پدرش، کربلایی محمد قربان بود که در خانه قائم مقام فراهانی آشپزی می کرد. محمدتقی با فرزندان قائم مقام بزرگ شد. زیردست قائم مقام، منشی گری آموخت و در علم و ادب پرورش یافت. در 42 سالگی به صدارت دربار ناصرالدین شاه رسید. سه سال و اندی صدراعظم ایران بود و سرانجام از صدارت عزل شد و چهل روز بعد جمعه بیستم دی ماه 1230 در کاشان و به دستور ناصرالدین شاه به شهادت رسید.

امیر از نگاه بیگانگان:منشی سفارت انگلیس در تهران، شخصیت امیر و کردارش را چنین توصیف می کند: «امیر نظام به کسی قول نمی دهد، اما وقتی انجام کاری را وعده می دهد، باید به سخنش اعتماد کرد و انجام آن کار را محقق شمرد. امیر نظام به کلی فراتر از آن بود که کسی بتواند او را به رشوه بفریبد. روزها و هفته ها می گذشت که از بام تا شام کار می کرد و نصیب خود را همان وظیفه مقدس می دانست. دشواری ها و نیرنگ ها نیز او را از کار، سست و دل سرد نمی ساخت. اگر امیر نظام در همه نقشه هایش کام یاب نگردید، کاستی از دانایی و نیروی کارش نبود؛ تقصیر از آنان بود که در یاری او کوتاهی کردند».

مبارزه با رشوه:فساد مأموران حکومتی و گسترش رشوه گیری، میوه تلخ حکومت فاسد و ضد مردمی است. از سوی دیگر، بازگذاشتن دست چنین مأمورانی در تجاوز به حقوق مردم، نشانه ناتوانی رهبران کشور است. امیرکبیر کوشید تا پایه های نظمی قوی را استوار سازد و بساط فساد و رشوه خواری را برهم زند؛ چراکه تا پیش از آن، رشوه گیری و باج خواهی، عادت روزانه درباریان شده بود.

یکی از مستشاران انگلیسی می گوید: «از خصلت های ناپسند ایرانیان، «مداخل» است. این واژه به گوش ایرانیان بسیار خوشایند است. مأموران دولت تنها با مداخل خوش حال می شوند. مقرری آنان، چندان مورد توجه نیست و تنها مداخل یک شغل است که تمام حواس آنان را به طرف خود جلب می کند... میرزا تقی خان، کسی نبود که اسم مداخل و رشوه پیش او برده شود. این مرد بی طمع، تمام اصول و رشته های ناپسند را برهم زد و از بین برد و ارتکاب آن را به کلی ممنوع کرد».

توصیفات امام(ره) و رهبری از امیرکبیر:میرزاتقی خان، در ایام جوانی به سر می برد که ماجرای قتل گریبایدوف روی داد. فتحعلی شاه تصمیم گرفت هیئتی به روسیه برای تجدید مناسبات اعزام کند و قائم مقام، میرزاتقی خان را به عنوان یک دیپلمات لایق، همراه با خسرومیرزا به سن پترزبورگ فرستاد.

« سال بدی بود برای اینکه مفتضح شد هیئت حاکمه؛ مفتضح شد دستگاه جبار؛ و ما نمیخواستیم. ما نمیخواهیم که مملکت ما در خارج معرفی بشود که همچو عناصر خبیثی سرِکارند؛ ما نمیخواستیم این را. ما میخواهیم که مملکت ما از آن نقطه اولیش تا آن آخرش، جوری باشند، طوری سلوک بکنند که مایه افتخار یک مملکتی باشد. بگویند آقا، ما امیرکبیر داریم ...»

(بخشی از بیانات حضرت امام(ره) علیه رژیم ستمشاهی در مسجد اعظم قم، در تاریخ 12 اردیبهشت سال 1342 – صحیفه نور، ج1، صص 211 و 212)

«یکی از نام های دارای افتخار در تاریخ ما - به همان اندازه ای که واقعیت دارد - امیرکبیر است. امیرکبیر در کشور ما سه سال در رأس دولت بوده است. معلوم می شود سه سال وقت خیلی زیادی است. همه  کارهایی که امیرکبیر انجام داده و همه  خاطرات خوبی که تاریخ و ملت ما از این شخصیت دارد، محصول سه سال است. بنابراین چهار سال، وقت کمی نیست - وقت خیلی زیادی است - به شرط این که از همه  این وقت به نحو درست استفاده شود.»

(بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ 1383.3.27)

«امیرکبیر که یک چهره  ماندگار در تاریخ ماست و واقعاً کارهای بزرگی هم کرده، همه  حکومت او سه سال بود؛ یعنی یک سال از مدتی که بناست علی العجاله شما در این مسئولیت مشغول باشید، کمتر است؛ اما آن قدر این کار، مهم و بزرگ و جدی بود که تاریخ امیرکبیر را فراموش نمی کند؛ والّا قبل از این که بیاید در رأس صدارت قرار بگیرد و بعد که به کاشان تبعید شد، دیگر چیزی در پرونده  او وجود ندارد.»(بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای هیئت دولت در تاریخ 1384.6.8)

میرزا تقی خان امیرکبیر، دولتمرد توانمند و وطن دوست ایرانی، در سال 1186 هـ.ش در هزاوه اراک در خانواده ای محروم متولد شد. شاید اگر پدرش از خدمتگزاران مردی فرهیخته چون قائم مقام فراهانی نبود، نبوغ ذاتی این مرد بزرگ، هرگز منشاء خدمات سترگش به ایرانیان نمی شد. امّا تقدیر این بود که کودک باهوش و در عین حال شجاع «کربلایی قربان آشپز» و «فاطمه خانم»، مورد توجه قائم مقام اول قرار گیرد و به عنوان منشی رسمی وی مشغول به کار شود. قائم مقام که در ناصیه او استعدادی شگرف و همتی بلند می دید، به آموزش او همت گماشت و در اندک زمانی از میرزاتقی خان، دیپلماتی کارکشته و سیاستمداری هوشیار تربیت کرد.

فراست و توانایی او سبب شد بعدها در دستگاه قائم مقام دوم نیز جایگاهی والا داشته باشد؛ تا جایی که قائم مقام درباره او به یکی از دوستانش نوشت:«این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار می گذراند، باش تا صبح دولتش بدمد.»

نخستین فعالیت های سیاسی:میرزاتقی خان، در ایام جوانی به سر می برد که ماجرای قتل گریبایدوف روی داد. فتحعلی شاه تصمیم گرفت هیئتی به روسیه برای تجدید مناسبات اعزام کند و قائم مقام، میرزاتقی خان را به عنوان یک دیپلمات لایق، همراه با خسرومیرزا به سن پترزبورگ فرستاد. این نخستین مأموریت سیاسی امیر بود و لیاقت و تدبیری که در این سفر از خود نشان داد، باعث شد چند سال بعد، به ارزنةالروم، در عثمانی، فرستاده شود و به مدت 2 سال، ریاست هیئت مذاکره کننده را برای تعیین مرزهای ایران و ایجاد توافق بین دو کشور، بر عهده بگیرد.

او که با تبحر خاصی این ماموریت حساس را به پایان رساند، پس از بازگشت، از سوی شاه با لقب امیرنظام، مسئول تربیت ولیعهدی شد که بعدها با عنوان ناصرالدین شاه تاجگذاری کرد. امیرکبیر با اندوخته ای از تجربه های ناب و هزاران امید و آرزو برای سعادت ایرانیان، در 28 مهر سال 1227 هـ.ش، مسئولیت صدراعظمی را بر عهده گرفت و گام در مسیر اصلاح و ترقی ایران گذاشت.

امیرکبیر و دگرگونی دستگاه سیاست خارجی:دولت ایران تا پیش از صدارت امیرکبیر، تقریباً فاقد نهاد فعال در عرصه سیاست خارجی و روابط دیپلماتیک به شکلی منسجم بود.

امیرکبیر در دو کشور انگلیس و روسیه، سفارت دائمی ایجاد کرد و کوشید با اجرای اجباری عرف دیپلماتیک، رابطه با سفرای این دو دولت را، که در هر موضوع مرتبط با مصالح کشور، خود را مدعی می دانستند، بر عهده وزارت امورخارجه بگذارد. این اقدام غرورآفرین امیرکبیر را می توان به نوعی، احیای حیثیت بین المللی ایران دانست. او می کوشید با ایجاد توازن در روابط خارجی و برقراری روابط با کشورهایی که نسبت به ایران موضع استعماری نداشتند، سیاست های خائنانه روس و انگلیس در ایران را تضعیف کند.

قراردادهایی که او با دولت های خارجی، از جمله انگلیس منعقد کرد، تنها قراردادهای بین المللی در دوره قاجار هستند که در آنها ایران از منافعی نسبتاً برابر با سایر دولت ها برخوردار است. نمونه این قراردادها را می توان در عهدنامه نظارت بر کشتی رانی خلیج فارس برای مقابله با تجارت برده مشاهده کرد. امیر از کسب اطلاعات لازم نیز غفلت نمی کرد و سیستم قدرتمند کسب اطلاعات او حتی تا جلسات مخفی سفارت انگلیس نفوذ کرده بود.

تلاش های امیرکبیر برای ساماندهی اوضاع داخلی:امیر در حوزه سیاست داخلی، انتظام بخشیدن به امور و دستیابی به فناوری های نوین را سرلوحه فعالیت خود قرار داد. به همت او قوانین مالیاتی تغییر کرد و انسجامی مناسب یافت. او ارتش را از نیرویی راکد و مورد سوءاستفاده درباریان فاسد، به خدمتگزار واقعی ملت بدل کرد و توانست به مدد آن، نظم و امنیت را در مدت کوتاهی برقرار کند.

در دوره او حقوق درباریان فاسد به شدت کم و در برخی مواقع قطع شد. امیرکبیر تلاش کردبرای ایجاد ظرفیت مناسب درراستای رشد علوم جدید، دارالفنون را تأسیس کند و به همین دلیل مسیوجان داوود را برای استخدام استاد به اروپا فرستاد، اما به او تأکید کرد که این استادان نباید از اتباع روس و انگلیس باشند. با کشف واکسن آبله، توسط ادوارد جنر در انگلستان، امیرکبیر فورا دستور ورود آن را به ایران داد و به این ترتیب ایران نخستین کشوری در خاورمیانه بود که از امکان واکسیناسیون بهره مند  شد.

امیرکبیر و مبارزه با انحرافات:آغاز صدارت امیرکبیر همزمان با فعالیت فرقه انحرافی بابیه بود. بابی ها با حمایت عناصر مرموز و وابسته، هر روز در گوشه ای بلوا به پا می کردند و مماشات حکومت های گذشته، بر جسارت آنها برای انجام این اقدامات افزوده بود. امیر ابتدا با محاکمه علی محمد شیرازی، مشهور به باب و اعدام او و سپس شناسایی عوامل این فرقه به این غائله خطرناک در کشور پایان داد. حمیت دینی امیر همچنین سبب می شد در اندیشه رونق دین و مکتب اهل بیت(ع) نیز باشد.

نقل است که به شاعری به منظور سرودن اشعار معتبر برای مراسم تعزیه سفارشی داده بود که به سبب شهادتش به ثمر نرسید. امیر در ایام محرم نیز آداب عزاداری را به طور کامل انجام می داد.

سرانجام دسیسه گران داخلی، با محوریت مهدعلیا، مادر شاه و حمایت سفارت خانه های روس و انگلیس که از سیاست های امیرکبیر خشمگین بودند، شاه را به او بدبین کردند و حکم عزل امیر را از او گرفتند. چندی بعد، از بیم تمایل دوباره شاه به او، با فریب و نیرنگ حکم قتلش را نیز گرفتند و مأموران میرزاآقاخان نوری، او را در حمام فین کاشان، با قطع رگ دست، به شهادت رساندند. پس از شهادت امیر، همسرش، عزت الدوله، خواهر شاه، پیکر او را به کربلا برد و در جوار مرقد مطهر حضرت امام حسین(ع) به خاک سپرد.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.