چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۹

تیری که بر هدف خواهد نشست

رشدی

گزارشی از ماجرای انتشار کتاب موهن «آیات شیطانی» و فتوای ارتداد سلمان رشدی توسط امام خمینی (ره)

تاریخِ پرفراز و نشیب اسلام، همواره دست خوش حوادث گوناگون بوده است که این دین برتر، آن ها را پشت سر نهاده است. از عصر جاهلیت، تلاش های سخت کوشانه ای آغاز شد تا بتواند اسلام را از صفحه روزگار محو نماید، ولی همیشه ناکام ماند؛ چراکه این وعده خداوندی است که مکر آن ها به خودشان باز می گردد. اما این حرکت متوقف نشده ودشمنان اسلام، هیچ گاه از شکست های خود درس عبرت نگرفته اند و هر بار با شیوه تازه ای، اسلام را مورد هجوم خود قرار می دهند. سلمان رشدی، بانوشتن مقالات تبلیغاتی در انگلستان، به تأمین مخارج زندگی خود پرداخت وانتقادهای گاه و بی گاه او از «مارگارت تاچر»، نخست وزیر وقت انگلستان و کتاب هایی که چاپ کرده بود، او را به عنوان چهره ای روشن فکر معرفی کرد. رمان گریموس او که در سال 1353 نوشته شده بود، در انگلستان با کم توجهی روبه رو شد، ولی رشدی پس از نوشتن داستان بلند بچه های نیمه شب که برنده بزرگ ترین جایزه ادبی انگلستان شد، در میان نویسندگان انگلستان به خوبی جای خود را باز کرد. آخرین اثر رشدی،کتابی است به نام آیات شیطانی که در 547 صفحه نگارش یافت و به عنوان کتاب سال 1988 انگلستان شناخته شد. یک یهودی صهیونیست بانی این کتاب بود و مبلغ نیم میلیون پوند به عنوان کمک به نویسنده پرداخت و وی را به نوشتن این کتاب ترغیب کرد. این کتاب، در بردارنده وقیحانه ترین اهانت ها به ساحت مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، خاندان ایشان، صحابه و قرآن است و معتقدات مسلمانان را به مسخره گرفته است.از جمله این که «بلال» را «هیولای سیاه عظیم الجثه» معرفی کرده و از «سلمان فارسی» به عنوان ولگردی یاد می کند که به ریگزارهای عربستان مهاجرت کرده، با فرد تاجرپیشه و درویش مسلکی که ادعای پیامبری دارد، آشنا می شود. این کتاب در لندن وتوسط «موسسه پنگوئن» به چاپ رسید و نویسنده از همان ابتدای نگارش، دارای گارد محافظ بود. نمونه های تحریف در این کتاب، می توان به این نکته اشاره کرد که سلمان رشدی، جبرئیل را به عنوان هنرپیشه و هنرمندی می نامد که متخصص پیکر تراشی خدایان هندو است. وی حتی در این کتاب، از توهین به پیامبران گذشته، هم چون ابراهیم، موسی و عیسی علیهم السلام نیز دریغ نکرده و آن بزرگ واران را مورد اهانت قرار داده است. پس از انتشار کتاب موهن آیات شیطانی در سطح گسترده، همراه با تبلیغات هماهنگ و تشویق های محافل صهونیستی، از گوشه و کنارجهان صدای اعتراض مسلمانان برخاست؛ از سویی هشدارهایی به ناشران داده شد و از سوی دیگر، اقداماتی حقوقی برای محدود کردن نشر و انتشار کتاب و محکومیت رشدی صورت گرفت.

با شهادت مظلومانه مردم پاکستان، جهان اسلام به یک باره منفجر شد و امام خمینی رحمه الله در یک تصمیم بی سابقه، طی حکمی که همه مسلمانان جهان را مورد خطاب قرار می داد، کتاب و نویسنده را محکوم و حکم اعدام نویسنده و ناشران کتاب را صادر نمود. با این فرمان، امت اسلامیِ تمامی نقاط جهان، به صورت یک پارچه و عظیم، به خروش و حرکت درآمده و با حمایت قاطع از حکم رهبر انقلابیِ خود، نفرت و انزجار خویش را از این دسیسه و توطئه استعماری به نمایش نهادند و خواستارمحاکمه رشدی و ممنوعیت چاپ وانتشار و جمع آوری این کتاب شدند. فرمان امام، در حقیقت نیروی عظیمی را که در وجود مسلمانان نهفته بود و توانایی آنان را برای دفاع از مقدسات خود، آشکار ساخت و موجی توفنده از توده های میلیاردی یکتاپرستان مسلمان را، در مصاف با کفر به وجود آورد که پایه های قطب های استکباری را به لرزه درآورد و تاریخْ بار دیگر، نمایشی پیروزمندانه از حرکت فطرت های پاک و بیدار مؤمنان را مشاهده کرد. ادله شرعی برای حکم حضرت امام وجوب اعدام مرتد از دیدگاه اسلام است. خداوند در سوره بقره آیه 217 می فرماید: «هر کس که از دین خود روی بگرداند، کافر شده و اعمالش نابود می شود و اینان اهل آتشند». سلمان رشدی که فردی مسلمان بوده و دست از اسلام برداشته و به اسلام ایراد و اشکال غرض آلود بیان نمود، مرتد است. در روایات امامیه، روایات زیادی داریم که از حکم مرتد سؤال شده و در پاسخ امام معصوم علیه السلام ، مرتد را کافر دانسته و حکم قتل او را داده است. از جوامع روایی اهل سنت نیز، روایاتی داریم که می گوید: هر کس مرتدشود، کافر و خونش حلال است. فقهای امامیه، حنفیه، شافعی، مالکی و حنبلی بر اساس روایات وارده، حکم مرتد را قتل و اعدام می دانند و سلمان رشدی که مرتد فطری است؛ یعنی خانواده اش مسلمان بوده و خود او نیز مسلمان بوده و بعد از اسلام دست برداشته، اگر توبه نیز بکند، توبه اش پذیرفته نیست و حکم قتل درباره او باید اجرا شود. آیت‌الله خامنه‌ای رئیس‌جمهور وقت نیز طی یک مصاحبه‌ی رادیویی با استقبال از فتوای امام رحمةالله‌علیه می‌گویند: «این حکمی است که هر یک از فقهای اسلام اگر بخواهند بر طبق احکام اسلامی عمل کنند همین حکم را باید بدهند؛ این فتوای قطعی است. یعنی آن کسی که یک چنین غلطی را می‌کند بلاشک مهدورالدم [است] و واجب است که آن را از صحنه‌ی زمین از بین ببرند و اگر کسی در این کار تلاشی بکند، آن تلاش کار واجبی است که انجام داده و همین‌طور که ایشان فرمودند: اگر کسی کشته هم بشود شهید خواهد بود

منبع:

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

khamenei.ir

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.