یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷ - ۱۸:۲۶

پله پله تا ملاقات خدا

مولانا.jpg

ایران عزیز را می توان مهد ادب و شعر دانست و اساسا شعر با گوشت و خون ایرانیان آمیخته است و ارادت خاص بر شعرا و ادیبان نیز از همین ویژگی فطری ما نشأت می‌گیرد .

ایران عزیز را می توان مهد ادب و شعر دانست و اساسا شعر با گوشت و خون ایرانیان آمیخته است و ارادت خاص بر شعرا و ادیبان نیز از همین ویژگی فطری ما نشأت می‌گیرد . در تاریخ کهن ادب فارسی ، ظهور اسلام نقطه عطفی در تاریخ زبان و ادب پارسی است که آمیخته شدن زبان فصیح عربی و فرهنگ قرآنی به شیوایی و صلابت زبان فارسی ، ترکیبی بدیع و بی نظیر برای شعرای توانمند ایرانی فراهم آورد به طوری که مفاهیم عرفانی و دینی جایگاه ویژه ای در ادب پارسی پیدا کرد . اوج بیان عرفان به زبان نظم را می توان حوالی قرن هفتم هجری خورشیدی دید ، زمانی که نامی ترین شعرای تاریخ فارسی زیسته و شاعری کرده اند .  در این بین البته که  از جایگاه دیگر شعرا نیز  نمی توان چشم پوشی کرد اما شاعری به نام مولانا آنچنان غرق در عرفان و عشق خدایی می شود که ابیاتش همه رنگ و بوی خدایی میگیرد و اشعارش را تفسیر کلام وحی می‌خوانند . آری جلال الدین آن‌چنان شیفته خدا بود که چیزی را نمی دید مگر آنکه خدا را پیش از آن ، با آن و بعد از آن ببیند .

ماجرای شمس، مولانا نیز جز این چیزی نیست ، مولانا شمس را عارفی دریافت بی‌نهایت مقرب و شمس راه وصال را برای تقرب مولانا تسهیل می‌کرد و این چنین بود که داستان شیفتگی مولانا به شمس که بهتر است بگوییم مسلک شمس ،یکی از پر مفهوم ترین داستان های ادب پارسی شده است . مولانای جان را باید با صدای قلب خواند ، چون از فطرت مان بیرون می آید ، چون آهنگ و وزنی که دارد در تار و پود وجود ما تنیده شده است .

آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد

مژده دهید باغ را بوی بهار می‌رسد

راه دهید یار را آن مه ده چهار را

کز رخ نوربخش او نور نثار می‌رسد

چاک شدست آسمان غلغله ایست در جهان

عنبر و مشک می‌دمد سنجق یار می‌رسد

رونق باغ می‌رسد چشم و چراغ می‌رسد

غم به کناره می‌رود مه به کنار می‌رسد

تیر روانه می‌رود سوی نشانه می‌رود

ما چه نشسته‌ایم پس شه ز شکار می‌رسد

باغ سلام می‌کند سرو قیام می‌کند

سبزه پیاده می‌رود غنچه سوار می‌رسد

خلوتیان آسمان تا چه شراب می‌خورند

روح خراب و مست شد عقل خمار می‌رسد

چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما

زان که ز گفت و گوی ما گرد و غبار می‌رسد

مولوی

اوج مکاشفت و تجربه وصال مولانا به درجه تقرب الهی را می توان در این شعر مشاهده کرد ، آنجا که اساس دینی_عرفانی شعر را با  آرایه ها و وزن آرایی زیبا ، تزئین نموده است.مولانا این قدرت را داشت که عمیق ترین مفاهیم ادبی را در زیباترین شعر ها ها بیان کند. وجه اشتراک شیفتگان سعدی و شیفتگان حافظ را می‌توان در مولانا مشاهده کرد و فطری بودن اساس اشعار مولانا، عامل علاقه و ارادت همه طیف مخاطبان به مولاناست.

به قلم: علیرضا جوزایی، خبرنگار مفدا

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.