جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷ - ۱۷:۴۲

به مناسب شهادت امام سجاد(ع)؛

فضائل و مناقب زینت عباد در میان شیعه و سنّی

شهادت امام سجاد(ع)

امام زین العابدین (ع)، آن قدر جبلّت و عظمت دارد که کتب دانشمندان اهل تسنن از متعصبّان آنها تا افراد اهل انصاف و عدالت ، و علمای تشیع از ذکر فضائل و مناقب حجت چهارم خداوند مملو است.

به گزارش مفدا به نقل از مهر؛ امام زین العابدین (ع)، آن قدر جبلّت و عظمت دارد که کتب دانشمندان اهل تسنن از متعصبّان آنها تا افراد اهل انصاف و عدالت، و علمای تشیع از متقدمین تا متاخرین آنها  همه و همه پر است از ذکر فضائل و مناقب حجت چهارم خداوند بر بندگانش امام علی بن الحسین ، در این میان این نوشتار قصد بررسی و بیان فصل معجزات امام سجاد در کتب اهل تشیع و تسنن را دارد.

الف -خبر دادن امام سجاد علیه السلام از ناله گنجشگانی که دورش می‌چرخیدند

ابونعیم روایتی را در این‌بار چنین نقل می‌کند:

ابو حمزه ثمالی می­گوید: نزد امام سجاد (علیه السلام) بودم، گنجشکانی اطراف ایشان پرواز می‌کردند و سر و صدا می­کردند فرمود: ای ابو حمزه می­دانی این گنجشکها چه گویند؟ گفتم: نه، فرمود: خدا عزوجل و علا را تقدیس می‌کنند و از او غذای روزانه خود را طلب می­کنند.

ب- ارتزاق از یک درهم و یک قرص نان به مدت چهل سال

طبری در این خصوص می‌نویسد:

سلیمان گوید امام سجاد علیه السلام را ملاقات کرده و به ایشان گفتم ای فرزند رسول خدا من مسکین هستم امام به من یک درهم و یک قرص نان داد من و عیالم از آن نان و درهم چهل سال خوردیم

ج-پر شدن ردای امام از مروارید در مقابل عبد الملک

علامه مجلسی معجزه‌ای را در این‌باره چنین نقل کرده است:

امام باقر علیه السلام فرمود: روزی عبد الملک بن مروان در خانه خدا طواف می‌کرد و پدرم در پیشاپیش او طواف خود را انجام می‌داد و به او توجهی نداشت. و عبد الملک هم او را نمی‌شناخت. عبد الملک گفت: این شخص کیست که در مقابل ما طواف می‌کند و به ما توجهی نمی‌کند؟ گفتند: این شخص؛ علی بن حسین است. پس به جایگاه خود رفته و نشست و گفت: او را نزد من آورید. حضرت را آوردند. عبد الملک گفت: ای علی بن حسین! من که قاتل پدرت نیستم چرا نزد من نمی‌آیی؟ امام فرمود: قاتل پدرم دنیا را از پدرم گرفت ولی پدرم آخرت او را خراب کرد. اگر تو نیز دوست داری چنین شوی پس باش. عبد الملک گفت: هرگز، ولی نزد ما بیا تا از دنیای ما بهره ببری! حضرت نشست و ردای خود را گشود و دعا کرد: «خدایا! حرمتی را که دوستانت نزد تو دارند آن را نشان بده» در این هنگام، ردای حضرت پر از مرواریدهای درخشان شد که شعاع نورشان، دیدگان را خیره می‌کرد. حضرت خطاب به عبد الملک فرمود: کسی که چنین حرمتی نزد خدا دارد چه‌ نیازی به دنیای تو دارد!؟ سپس فرمود: خدایا! اینها را بگیر که من احتیاجی به آنها ندارم.

دقت و تفکر در مطالعه این اخبار که حاکی از مقام والای امام سجاد است، انسان را متوجه به این نکته می نماید که اگر خدای متعال بخواهد نور عظمت خود و پیشوایان هدایت خویش را بر گستره ی جهان هستی اشاعه دهد هیچ قدرت و لشگر و عسکری قدرت مقابله  را نخواهد داشت. امام زین العابدین در شرایطی زندگی می کردند  که حکومت مرکزی بر پایه گناه و حکومت حجاج در عراق با کشتار شیعیان و خود امام (ع) در سرزمین حجاز در غربت شدید به سر می بردند اما اراده خداوند تمام هستی را حتی بعد از قرن ها مملو از فضائل و مناقب امام (ع) نموده است. ‌

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.