سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۷:۳۸

توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم/خنده کنی یا نکنی، باز سحر نمی‌شود

شب امتحان

شب امتحان و من و یک کتاب قطور که زل زده تو چشمام و می‌گه «حالا بیا منو بخون» و من یاد طول و درازی ترم تحصیلی می‌افتم که بیشتر از ۱۰۰ بار این کتاب نو و دست نخورده رو دیدم و نرفتم بخونمش.

به گزارش مفدا، شعر طنز دانشجویی «شب امتحان» نوشته خانم هدی یوسفی یکی از آثار طنز زیبایی است که نشان از التهابات شب امتحان دارد. شب‌های سختی که تمامی خوشی طول ترم را از میان می‌برد.

«شب امتحان» اثر هدی یوسفی.

بی همگان بسر شود، بی تو بسر نمی‌شود

این شب امتحان من چرا سحر نمی‌شود ؟!

مولوی او که سر زده، دوش به خوابم آمده

گفت که با یکی دو شب، درس به سر نمی‌شود !

استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان

دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمی‌شود !

مثل زمان مدرسه، وضعیت افتضاح و سه

به زور جبر و هندسه، گاو بشر نمی‌شود !

مهلت ترمیم گذشت، کشتی ما به گل نشست

خواستمش حذف کنم، وای دگر نمی‌شود !

هر چه بگی برای او، خشم و غصب سزای او

چونکه به محضر پدر، عذر پسر نمی‌شود

رفته ز بنده آبرو، لیک ندانم از چه رو

این شب امتحان من، دست بسر نمی‌شود؟

توپ شدم شوت شدم، شاعر مشروط شدم

خنده کنی یا نکنی، باز سحر نمی‌شود

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.