شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹ - ۱۰:۴۴

مدیر فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی قزوین:

فرهنگ میوه درخت فلسفه است

مدیر فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی قزوین

مدیر فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی قزوین گفت: در هرجامعه ای نگاه انسان شناختی و هستی شناختی آن سبب شکل گیری هویت و فرهنگ وتمدن آن جامعه و سبب تمایز با سایر جوامع است؛ تفاوت های فرهنگی در زبان، معماری، جامعه یا تعریف فلسفی آن جامعه از انسان و هستی است و فرهنگ میوه درخت فلسفه است.

به گزارش مفدا قزوین، سازمان یونسکو ۲۱ نوامبر را روز جهانی فلسفه نامگذاری کرده است؛ اولین مراسم بزرگداشت روز جهانی فلسفه در تاریخ ۲۱ نوامبر ۲۰۰۲ برگزار شد. این تصور که فلسفه می‌تواند نقش مهمی در رفاه انسانی، رویارویی با پیچیدگی‌ها و پیشبرد و ترویج صلح داشته باشد در مرکز اهمیت روز جهانی فلسفه قرار دارد؛ در ادامه مصاحبه خبرنگار مفدا با مدیر فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی قزوین به مناسبت روز جهانی فلسفه را می خوانیم:

ابتدا خودتان را معرفی کنید؟

سید مهدی سیدصادقی مدیر فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی قزوین

 تعریف شما از فلسفه چیست؟

در ابتدا روز فلسفه را خدمت همه اهالی فکر و فرهنگ تبریک عرض می نمایم. فلسفه واژه است که بر زبان ما به معانی مختلف جاری می­شود و هرکس معنایی از آن در نظر دارد؛ فلسفه به معنای چرایی کارها، فلسفه به معنای سخن های نامفهوم برای عموم، دیسیپلین علمی خاص و فلسفه به معنای مبانی فکری به کار می رود؛ در این بین فلسفه به معنای نگاه هستی شناختی خاصی که هر مکتبی پیش از هرچیز بدان می پردازد بسیار حائز اهمیت است.

نقش فلسفه در تمدن و فرهنگ چیست؟

اساسا در جوامع مختلف و تمدن های گوناگون درطول تاریخ آنچه روح و هویت هر جامعه و تمدنی را شکل می­دهد، مبنای فلسفی یا نگاه هستی شناختی حاکم برآن جامعه است و تمایز و تفاوت بین تمدن ها نهایتا به فلسفه زیر بنایی آن تمدن باز می­ گردد.در هرجامعه ای نگاه انسان شناختی و هستی شناختی آن سبب شکل گیری هویت فرهنگی تمدنی آن جامعه و تمایز با سایر جوامع است.

تفاوت های فرهنگی در زبان، معماری، شهرسازی و پوشاک برخاسته از تعریف فلسفی آن جامعه از انسان و هستی است؛ در حقیقت فرهنگ میوه درخت فلسفه است و این نکته اهمیت فلسفه را در شکل گیری تمدن مشخص می­کند.

 نقش فلسفه در پزشکی چیست؟

در بحث طب و پزشکی که همانند معماری و پوشاک یکی از شئون تمدنی است؛ فلسفه نقش مبنایی ایفا می­نماید؛ اساسا اختلاف رژیم های طبی و مکاتب مختلف پزشکی مثل طب ایرانی، طب اسلامی، طب مدرن و ... به علت اختلاف در نگاه انسان شناختی، هستی شناختی و به تعبیری نگاه فلسفی آن مکتب است و تفاوت این جریان ها به هیچ روی تفاوت در نسخه ها و روش های درمانی نیست.

روش های درمانی معلول همان نگاه فلسفی است و موضوعی است که امروز از آن غفلت می­ شود و سبب دعواهای دامنه داری است که به هیچ سرنوشت مشخصی ختم نخواهد شد؛ این مقوله نیازمند بحث های مفصلی است و جا دارد دانشگاه های علوم پزشکی به آن بپردازند.

نقش فلسفه را در دانشگاه های علوم پزشکی را چگونه ارزیابی می کنید؟

آن چیزی که در اقلیم دانشگاه های علوم پزشکی حائز اهمیت است، اینکه ما نیاز داریم دوباره نقش حکمت و فلسفه بر علم پزشکی بیشتر شود؛ به عنوان مثال ابن سینا مثالی شاخص در این زمینه است که اثبات کرد پزشکی و فلسفه دو عضو جدایی ناپذیر از یکدیگر هستند و در طول هم جریان دارند و در واقع ابن سینا از حکمت به پزشکی می­رسد. او با رندی کتاب بزرگ فلسفی خود را شفا  نامیده و در عوض نام کتاب بزرگ طبی را که دال بر منطق است قانون نهاده تا پیوند حکمت و طب را نشان دهد دانشگاه ها به عنوان بستری مناسب برای این موضوع باید زمینه های شکوفایی هرچه بیشتر فلسفه و حکمت را رقم بزنند.

به‌ نظر شما فلسفه و حکمت چه تاثیری بر علم پزشکی دارد؟

در کتاب اشارات و تنبیهات ابن سینا، شاهد سه بخش هستیم که به ترتیب شامل طبیعیات که پزشکی جزوی از این فصل است، بخش حکمت و فلسفه و بخش عرفان که در واقع یک کل به هم پیوسته هستند؛ می توان گفت نوع نگاه فلسفی یک پزشک تعیین کننده سمت و سو طبیعیات و روش شناسی اوست؛ متاسفانه امروزه در جامعه کمتر شاهد این نگاه هستیم و طبعا در حد جابجایی و تلفیق تکنیک ها می توانیم خلاقیتی داشته باشیم و عدم توجه به فلسفه هرچیزی، نمی تواند شکوفایی بزرگی را حاصل نماید.در گذشته نیز چنین بود که در فرهنگ عامه به پزشک، حکیم گفته می­ شد و این بدین معنی است که تا فردی فلسفه را درونی نکرده باشد نمی تواند به این طب برسد.

در دوران شیوع کرونا از چه زاویه ای می توان به فلسفه نگاه کرد؟

امروزه با پدیدار شدن کرونا ما به نگرش های حِکمی متعددی رسیده ایم و شاهد آن هستیم که به نوعی نگاه جامعه از قبیل مردم، بیماران و کادر درمان به زندگی، جسم، بیماری یا حتی مرگ کمی تغییر کرده است و در واقع موضوع مرگ آگاهی و لذت بردن از لحظات زندگی افزایش یافته است تاملات و دریافت های فلسفی در خصوص مرگ و زندگی زیر پوست جامعه جریان یافته و این نشان از نفوذ فلسفه در بطن های وجودی جامعه است.

 سخن آخر؟

با کنار هم قرار گرفتن فلسفه و پزشکی قطعاً تعالی علم در تمام زمینه های آن رقم می خورد و امیدوارم روزی فلسفه مبنای حرکت های فردی و اجتماعی ما قرار بگیرد و موجب شکوفایی فضای فرهنگی و انسانی جامعه بشری شود.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.