چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۶:۳۴

فرارسیدن میلاد با سعادت حضرت علی (ع) و روز پدر مبارک باد

ولادت حضرت علی

به بهانه ولادت حضرت علی (ع) به جایگاه علم ودانش از نظر حضرت علی میپردازیم.

علم و دانش مولای متقیان علی (ع) به اندازه ای وسیع و گسترده بود که بر تمام رموز و ریزه کاری های علوم مختلف تسلّط کامل داشت، به گونه ای که در مقابل هیچ پرسش و مسئله ای، دچار حیرت و سرگردانی نمی شد، و بلافاصله و بدون ذرّه ای معطلی به پاسخ و حل آن می پرداخت .
ابوالمویّد موفق بن احمد خوارزمی که از اکابر علمای اهل سنت است، در کتاب مناقب خود نقل می کند که: "روزی عمر بن الخطاب از علی بن ابیطالب (ع) پرسید: چگونه است که هرگاه از حکمی از احکام یا از مسئله ای از مسائل از شما می پرسند بدون معطلی جواب می دهی؟! علی (ع) در پاسخ به عمر، ابتدا کف دست مبارک را در مقابل او باز کرده و سپس فرمود: چند انگشت در دست من است ؟! عمر فوری گفت: پنج انگشت. حضرت فرمود: چرا تأمل و فکر نکردی؟! عمر گفت: نیازی به فکر نداشت زیرا پنج انگشت در مقابل من حاضر بود.
امام فرمود: تمام مسائل و احکام و علوم در مقابل من مانند این کف دست حاضر است، لذا در پاسخ به سۆالات بدون تأمل جواب می دهم. سپس امام به معلم بزرگی که این علوم و معارف را در اختیارش قرار داده اشاره می کند و می فرماید: "پیامبر اسلام (ص) همه اطلاعات را به من سپرده است، و از محل هلاکت آن کس که هلاک می شود، و جای نجات کسی که نجات می یابد، و پایان این حکومت، همه را به من خبر داده و مرا آگاه کرده است. هیچ حادثه ای بر من نگذشت جز آن که در گوشم نجوا کرد، و مرا مطّلع ساخت. در جایی دیگر امام فرمود: "پیامبر (ص) هر چه از حلال و حرام یا امر و نهی، یا اطاعت و معصیت که وجود داشت و یا تا روز قیامت اتفاق می افتاد را ترک نکرد و همه را به من آموخت و آن را حفظ کردم و یک حرف از آن را هم فراموش نکردم. سپس دست بر سینه من گذاشت و از خدا خواست که قلب مرا پر از علم و فهم و فقه و حکمت و نور نماید و مرا طوری علم دهد که جهل به من راه نیابد، و طوری حفظ کنم که فراموشی به من عارض نشود. "از همین رو، هر گاه خلیفه دوم، عمر بن خطاب، به مشکلی بر می خورد که کس دیگری قادر به پاسخگویی آن نبود، به نزد امام علی(ع) می رفت. و در این باره می گفت: "ای ابو الحسن! من از زندگی با کسانی که تو در میانشان نباشی، به خدا پناه می برم." در جایی دیگر می گوید: "اگر علی نبود، عمر هلاک می شد."مقصود از این دانش که امام آن را ارزشمند شمرده چیست؟ مهمترین دانش معرفت آفریدگار و سرانجام زندگی انسان (معاد) و تعلیمات اخلاقی که«انسان ساز» است می باشد. اما بجز علوم دینی، سایر دانشها که فایده علمی داشته باشد و زندگی این جهانی ما را سامان دهد نیز برای جامعه اسلامی ضرور است. نگرش جامع به قرآن و سنت و کارنامه اسلام آشکارا می رساند که اسلام با علوم بشری که از تفکر و تحقیق به دست آمده نه تنها مخالف نیست بلکه خود ارزش گذار به علوم و مشوق دانشمندان بوده است.

 سخنی است حکیمانه از امام علی (ع) در توصیه به: امید نداشتن جز به خدا، نترسیدن جز ازخطا، شرم نداشتن از اعتراف به نادانی، کوشش در دانش اندوزی، و داشتن شکیبایی.

انا مدینه العلم و علی بابها و من اراد المدینه و الحکمه فلیاتها من بابها      رسول اکرم (ص)
به جرات می توان گفت که در هیچیک از ادیان الهی و مکاتب آسمانی به اندازه ای که در دین مبین اسلام بر اهمیت علم و علم اندوزی و هم چنین احترام و تکریم دانشجویان و دانشمندان تاکید گردیده، سفارش نشده است. در آیات الهی، کلام حضرت ختمی مرتبت (ص)، سخنان ائمه اطهار و پیشوایان مسلمین مکررا در باب علم و دانش و دانشمندان و دانش پژوه سخن رفته است. اما کلام و فرمایشات حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب در این خصوص اهمیت و برجستگی خاصی دارد.
اعلام سال جاری بعنوان سال حضرت امیر (ع) فرصت مناسبی است تا تتبعی داشته باشیم در فرمایشات گهربار آن حضرت در خصوص علم و دانش، تعلیم و تعلم، ارزش، اهمیت و کاربرد علم، مقام و منزلت دانشمندان و دانش پژوهان، آفات علم، برترین علوم و ...
به امید آنکه با سرمشق قرار دادن این کلام نورانی رهروانی راستین برای مکتب والای اسلام باشیم.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.