شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۱:۰۲

برگزیدگان جشنواره خاطره‌نویسی عهدجانانه؛

خاطره کارگاه یادگیری تعاملی در شرایط کرونا

کلاس درس مجازی

«کارگاه یادگیری تعاملی در شرایط کرونا» خاطره‌ای از دکترکیومرث اله بخشی عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران است که در نخستین جشنواره کشوری "خاطره‌نویسی عهد جانانه" حضور پیدا کرد و موفق به کسب رتبه برتر در بخش «اساتید» شد.

به گزارش مفدا، جشنواره کشوری "خاطره نویسی عهد جانانه" با حمایت معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت و به همت دانشگاه علوم پزشکی اهواز در محورهای پنجگانه "خاطرات کادر درمان در مراکز درمانی و بهداشتی"، "خاطرات دانشجویان از فعالیت‌های فرهنگی و جهادی"، "خاطرات دانشجویان در خط مقدم مقابله با کرونا"، "خاطرات کارکنان و دانشجویان نظام سلامت در دوران بیماری" و "خاطرات خانواده کادر درمان در دوران شیوع بیماری" برگزار شد.

«کارگاه یادگیری تعاملی در شرایط کرونا»

هیچ‌وقت یادم نمی‌ره، تازه به‌عنوان عضو هیئت‌علمی تعهدات خدمت از دانشگاه علوم پزشکی قزوین به دانشگاه علوم پزشکی تهران مأمور شده بودم. تقریباً اواخر فروردین ۱۳۹۹ بود. محل کارم دانشکده بهداشت گروه سلامت در حوادث و بلایا تعیین شد. به‌نوعی از محصولات پساکرونا بودم در دانشکده! خیلی دوست داشتم خودم را با شرایط جدید وفق بدم. یک روز صبح که ماسک‌زده و دستکش نایلونی توی دست‌هام بود، از درب دانشکده که وارد شدم بنر کارگاه یادگیری تعاملی با تدریس آقای دکتر امیرحسین تکیان را دیدم. روزهای ۱۹ و ۲۱ و ۲۶ خردادماه ساعت ۸ الی ۱۶. برام جالب بود بعد از شیوع کرونا این اولین کارگاهی بود که حضوری برگزار می‌شد توی دانشکده بهداشت. دلم برای یادگرفتن‌های کنار هم تنگ‌شده بود. آخه باید فاصله‌گذاری اجتماعی رعایت می‌شد. حوالی ظهر که کلاس مجازی با دانشجویان دکتری سلامت در بلایا تمام ‌شد برای ثبت‌نام با شماره تلفنی که زیر بنر بود تماس گرفتم. خانمی که گوشی را برداشتند فرمودند که ظرفیت کلاس ۱۵ نفره فعلاً پرشده اگه کسی نیامد با شما تماس می‌گیرم. با خودم گفتم چقدر مشتاق‌تر از من پیدا میشه توی دانشکده. خوب کاریش نمی‌شد کرد. دو سه روز بعد قبل از ظهر، تلفنم زنگ خورد. از دفتر توسعه آموزش بود، خانم پَربالِه، گفتند که «شما می تونید توی کارگاه شرکت کنید.» خیلی خوشحال شدم و تشکر کردم. یک جستجویی هم توی اینترنت کردم که اصلاً یادگیری تعاملی چیه.

آقای دکتر از برخی همکاران خواستند تا به‌عنوان یک تمرین کلاسی، سخنرانی یا طرح سناریو داشته باشند بر اساس یادگیری تعاملی. مدرس کارگاه یه توصیه جدی هم داشتند آن‌هم کشف «ایکس فاکتور» خودمان بود یعنی «هنر» ما در آموزش چیه. ایشان مثلاً به بزرگان دانشگاه علوم پزشکی تهران اشاره کردند که جزء چهره‌های ماندگار کشور هستند اساتید بزرگی مثل دکتر شمس شریعت که نمونه بارز وارستگی، تلاش و عشق به کشور بودند. یا دکتر ندیم که از پیشکسوتان دانشکده بهداشت هستند فردی باهوش و ذکاوت، با پشتکار فراوان و عشق وافر به خدمت گذاری به مردم. همه ما واقعاً به این نتیجه رسیدیم که باید بیشتر در مورد فهم ایکس فاکتور خودمان تعمق کنیم

روز اول کارگاه یعنی ۱۹ خرداد وقتی‌که ساعت ۸ صبح وارد محل کارگاه شدم فضا برام کمی سنگین بود. خوب اولین ملاقات حضوریم با اساتید و همکاران گروههای دیگه بود. روی صندلی‌هایشان نشسته بودند با صدای بلند سلام دادم و رفتم یک‌راست آخر سالن روی یکی از صندلی‌ها. زیرچشمی هم حواسم به اطراف بود. فاصله بین صندلی‌ها رعایت شده بود یک‌درمیان نشسته بودند. کلاس که شروع شد آقای دکتر تکیان از شرکت‌کننده‌ها خواستند که خودشان را معرفی کنند و دلیل حضورشان در کارگاه را بگند. ایشان هم با دقت کامل نکات مهم را از دل حرف‌های ما استخراج می‌کرد و روی وایت برد می‌نوشتند؛ یعنی این کار را سراسر دوره انجام دادند. به اذعان همه شرکت‌کننده‌ها واقعاً کلاس تعاملی اداره می‌شد و اصلاً خسته‌کننده نبود. بعضی همکاران حس شوخ‌طبعی فوق‌العاده داشتند آقای دکتر تکیان هم می‌گفت می تونید سر کلاس‌هایتان با رعایت شرایط از این تکنیک استفاده کنید. باید بِگم آقای دکتر تکیان انسان فرهیخته و باسوادیه. از دانش و تسلط علمی ایشان صحبت کردم، محورهای اصلی کارگاه روی چند موضوع متمرکز بود. یکی این‌که برای یاددادن باید اول یادگیرنده قوی باشیم. باید به دانشجوها پروژه‌های خلاق بدیم و از آن‌ها بخوایم تا راه‌حل بدند حالا در هر حوزه تخصصی که درس می دیم. مثلاً سناریو بده استاد به دانشجو. مورد بعدی استفاده از تکنیک‌های بازی بود طوری که افراد نقش خودشان را بازی کنند توی یک سناریو. چیز دیگه ای که یاد گرفتم استفاده از تجارب افراد کلیدی و دعوت از آن‌ها برای ارائه مطالب سر کلاس بود. خوب حالا بعضی از این‌ها را قبلاً هم اجرا می‌کردم. یک تکنیک دیگه بازدید میدانی بود. مثلاً در رشته تخصصی خودم، یعنی سلامت در حوادث و بلایا، دانشجوها را ببریم از نزدیک گسل‌های زلزله را ببینند. استفاده از ابزارهای جدید مثلاً نقد فیلم و عکس هم بهش اشاره شد. یک رویکرد دیگه روش حل مسئله بود. مثلاً یک مطالعه موردی برای دانشجوها مطرح به شه و داستان گفته به شه و آن‌ها راه‌حل بدند برای جواب سؤال‌ها. طی دوره، آقای دکتر تکیان یک تکلیف هم به ما دادند. از ما خواستند که روش تدریس قبلی خودمان را با رویکردهایی که توی کارگاه یاد گرفتیم مقایسه کنیم. بعدش آن را در گروه واتس آپی به اشتراک بذاریم. آقای دکتر از برخی همکاران خواستند تا به‌عنوان یک تمرین کلاسی، سخنرانی یا طرح سناریو داشته باشند بر اساس یادگیری تعاملی. مدرس کارگاه یه توصیه جدی هم داشتند آن‌هم کشف «ایکس فاکتور» خودمان بود یعنی «هنر» ما در آموزش چیه. ایشان مثلاً به بزرگان دانشگاه علوم پزشکی تهران اشاره کردند که جزء چهره‌های ماندگار کشور هستند اساتید بزرگی مثل دکتر شمس شریعت که نمونه بارز وارستگی، تلاش و عشق به کشور بودند. یا دکتر ندیم که از پیشکسوتان دانشکده بهداشت هستند فردی باهوش و ذکاوت، با پشتکار فراوان و عشق وافر به خدمت گذاری به مردم. همه ما واقعاً به این نتیجه رسیدیم که باید بیشتر در مورد فهم ایکس فاکتور خودمان تعمق کنیم.

در شرایط کرونا، کارگاه ارزشمند یادگیری تعاملی توأم بود با لذت برای من و سایر شرکت‌کننده‌ها. استاد پرانرژی و همکاران هم حضور گرمی داشتند فضا عالی بود. روز آخرم با ماسک‌های که روی صورت داشتیم و درحالی‌که می‌خندیدیم عکس یادگاری گرفتیم. خوش گذشت واقعاً.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.