چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰ - ۱۲:۴۶

رییس اداره قرآن و عترت دانشگاه علوم پزشکی قزوین در گفتگو با مفدا به مناسبت هفته دفاع مقدس بیان کرد؛

اعتراف سربازان عراقی به شجاعت و اقتدار آزادگان ایرانی در ایام اسارت

رییس اداره قرآن و عترت دانشگاه علوم پزشکی قزوین

رییس اداره قرآن و عترت دانشگاه علوم پزشکی قزوین و رزمنده سرافراز جنگ تحمیلی گفت: تاثیرگذاری رزمندگان ایرانی روی سربازان و افسران عراقی در حدی بود که آنها اعتراف به شجاعت و مردانگی و آزادگی اسرای ایرانی به صورت مخفیانه و دور از چشم و گوش افسران بعثی می‌کردند و بچه های ما را به خاطر اخلاق نیک و مقاومت‌های بی نظیرشان می ستودند.

به گزارش مفدا قزوین، این ها بخشی از سخنان " سید ممتاز حسینی" رییس اداره قرآن و عترت دانشگاه علوم پزشکی قزوین در گفتگو با مفدا قزوین به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس می باشد؛ گفت و گوی صمیمانه ای با این آزاده و رزمنده سرافراز دوران جنگ تحمیلی را در ادامه می‌خوانید.

۱-لطفاً ضمن معرفی خود در خصوص نحوه اطلاع از شروع جنگ توضیحاتی بفرمایید؟

سید ممتاز حسینی هستم در زمان شروع جنگ تحمیلی تقریبا ۱۵ ساله بودم که از طریق رادیو شنیدم عراق به مرزهای ایران تجاوز کرده و ضمن تصرف برخی شهرهای مرزی همچنان در حال تاخت و تاز است.

۲- چه زمانی به جبهه اعزام شدید و از آغازین روزهای حضور در جبهه و انگیزه حضورتان بگویید؟

اولین بار البته قبل ازاعزام به جبهه بنده و چند تن از دوستان همکلاسی که در هنرستان انقلاب در رشته راه و ساختمان مشغول به تحصیل بودیم، همچنین در پایگاه‌های بسیج قزوین، پایگاه زینبیه، مهدیه و نبویه مسجد النبی خدمت داوطلبانه در بسیج شهری انجام می دادیم و به هرحال با توجه به موقعیت زمان اوایل انقلاب و وجود منافقین، بسیجیان مستقر در پایگاه شهری مسئولیت گشت زنی در شب ها و حتی روزها در شهرها و روستاها را به عهده داشتند تا از خرابکاری های دشمنان داخلی جلوگیری نمایند؛ ولی به هر حال در سال دوم هنرستان با تعدادی از دوستان همکلاسی از جمله  آقای فضلوی مهندس عمران، شهید محمد مهرپوری، دکتر حمید حاجی بهرامی، به جبهه جنوب اعزام شدیم.

در آن مرحله هیچ عملیاتی انجام نشد و بعد از اتمام دوره اعزام به شهر برگشتیم و درمرحله بعدی در سال ۶۶ به عنوان نیروی پدافندی بازهم به منطقه جنوب (پاسگاه زید) اعزام شدیم و سه ماه در آن منطقه بودیم و پس از آن به تیپ صاحب الامر که در بیابان‌های اندیمشک مستقر بود برگشتیم و از آنجا به منطقه غرب کشور( کوه­های شیخ محمد) به عنوان نیروهای پدافندی اعزام شدیم و در آخرین روز ماموریت، نیروهای عراقی تک خود را برای تصرف کلیه مرزهایش در غرب کشور شروع کرد و آنجا بود که در هنگام آتش تهیه دشمن بنده مجروح و پس از سه روز که در بیابان ها و کوه ها به طرف خط خودی می آمدم، در روز سوم به دست عراقی ها اسیر و پس از ۲۷ ماه اسارت در تاریخ ۲ شهریور ۶۹ به وطن بازگشتم.

۳-در خصوص لحظه اسارت توضیحاتی بفرمایید؟

بعد از سه روز که از تک دشمن می‌گذشت و دشمن با هیلیبرد نیروهایش به پشت جبهه، در واقع ما را در محاصره کامل درآورده بود، عملاً هیچ راه فراری نداشتیم و به علت کوهستانی بودن منطقه و صخره‌ ای بودن من و دوستی که بین راه به هم رسیدیم (آقای علی احمدی که برادر دو شهید جاویدالاثر بودند) به مدت سه روز در آن کوه ها به سمت نیروهای خودی در حرکت بودیم که روز سوم ناگهان یک تیم ۵ نفره از نیروهای دشمن یک دفعه در آن منطقه ظاهر شدند و البته با توجه به مجروحیت بنده از ناحیه پا، آقای احمدی برای تهیه آب رفتند و در همان زمان بنده توسط نیروهای دشمن اسیر شدم و آقای احمدی نیز بعد از گذشت هفت روز به نیروهای خودی رسیده بود.

۴-دوران اسارت چگونه گذشت؟ لطفاً خاطره ای از آن دوران بازگو نمایید

دوران اسارت، (ما ادراک ما الدوران الاسارت؟)  فقط همین؛ البته این بدین معنی نیست که بخواهم برای خود وجه ای کسب کنم نه اصلا نیازی به این معنی نیست؛ فقط کسانی می توانند این موقعیت را به خوبی درک کنند که در آن قرار گرفته باشند و اگر ما  گاهی موضوعاتی را مطرح می‌کنیم و می‌گوییم دوران اسارت سخت بود فقط برای درس آموزی آیندگان است که بدانند و بفهمند اگر در مقابل دشمن سر فرود آوردند مطمئنا اسارت به مراتب بدتر و سخت‌تر از اثرات جسمی که  اسرا تحمل کردند را خواهند چشید.

ما در دوران اسارت ناشی از جنگ تحمیلی در اکثر مواقع روح و روان بعثی ها  را با کارها و اتحادی که داشتیم در اسارت کشیده بودیم و آنها فقط جسم ما را اسیر کرده بودند و آن قدر روح و روان و منش و رفتار همرزمان بزرگوارانه بود که دشمن هیچ کاری برای شکست روحمان نمی‌توانست انجام دهد.

خاطرات بسیاری وجود دارد، تمام لحظه های اسارت خاطره بودند اما یک مورد که نقش فرهنگی هم دارد خدمتتان عرض می کنم؛ در اردوگاه ۱۳ رومادی قاطع۲ ، که اکثر بچه‌ها بسیجی بودند یک روز عراقی ها آمدند و گفتند کتاب‌هایی که صلیب سرخ آورده، می خواهند به جای دیگری منتقل کنند در نتیجه بچه ها به اعتراض داخل حیاط اردوگاه جمع شدند و عراقی‌ها را مجبور کردند که نتوانند این کار را انجام بدهند و کتاب‌ها همچنان در اردوگاه و اتاق‌ها ماند و بچه‌ها با خواندن زبان انگلیسی، فرانسه، آلمانی، اسپرانتو و کتب فارسی که صلیب از طریق هلال احمر ایران آورده بود؛ اوقات خودشان را پر می‌کردند و همین باعث شده بود تا به زبان­های خارجی مسلط شده و مشکلات را به صلیب سرخ جهانی که هر دو ماه یکبار می آمدند به اردوگاه ها منتقل کند و این اتحادی که بچه‌ها در این واقعه از خودشان نشان دادند باعث شد تا دشمن عقب نشینی کرده و شکست بخورد.

۵-در دوران اسارت تا چه حد رزمندگان سلحشور ایران اسلامی با منش و رفتار و اخلاق خود بر روی نیروهای نظامی طرف مقابل تاثیر گذار بودند؟

فکر می‌کنم در سوال قبل به این موضوع پاسخ گفتم؛ منتهی از یک نگاه دیگر تاثیرگذاری بچه ها روی سربازان و افسران عراقی این بود که آنها اعتراف به شجاعت و مردانگی و آزادگی اسرای ایرانی به صورت مخفیانه و دور از چشم و گوش افسران بعثی می‌کردند و بچه های ما را به خاطر اخلاق نیک و مقاومت‌های بی نظیرشان می ستودند. مثل داستانی که درمورد حاج آقا ابوترابی و مسئول کل اردوگاه ها اتفاق افتاده بود و مسئول اردوگاه های اسرا مجبور به فرود آوردن سرتعظیم در مقابل این بزرگمرد تاریخ شده بود؛ قصه صلیب سرخ و مشکلات اسرا که در حضور مسئول اردوگاه ها که ژنرال بعثی بود مطرح شده بود و از حاج آقا خواسته بودند در خصوص مشکلات اسرا در اردوگاه محل اقامت ایشان چیزی بگوید ولیکن ایشان گفته بودند مشکل خاصی وجود ندارد و بعد از رفتن نیروهای صلیبی ژنرال عراقی از حاج آقا می پرسند من که میدانم مشکلات فراوانی وجود دارد و شما هم آدمی نیستید که از ترس بخواهید کتمان کنید علت این کار چی بود؛ ایشان با استناد به آیه قرآن کریم( آیه ۱۴۱ سوره نسا) فرموده بودند ما مسلمان هستیم و شما هم مسلمان ولی این نیرو های صلیبی از ادیان دیگرند و یا حتی دینی ندارند و  خداوند در قرآن مجید که هم شما و هم ما به آن اعتقاد داریم اجازه تسلط دیگران بر مسلمانان را نداده و لذا من نخواستم شما برادران مسلمان از جانب دیگران که هم کیش و هم دین ما نیستند مورد سوال و مواخذه قرار بگیرید و همین امر باعث تحت تاثیر قرار گرفتن ژنرال عراقی شده و ایشان را مورد تمجید و تکریم قرار می‌دهند.

۶-درباره دفاع مقدس خاطرات، کتاب ها و برنامه های فرهنگی- هنری بسیاری ثبت و انجام شده است به نظر شما تاثیرگذارترین فعالیت چه میتواند باشد تا نسل‌های آینده بتواند عظمت این فداکاری‌ها را دریابند؟

البته کتاب ها و آثاری نوشته و منتشر شده ولی خیلی زیاد نیست و مطمئنا ما می‌توانیم به تعداد رزمندگان و شهدا،جانبازان و آزادگان که کم هم نیستند داستان های واقعی، آثار هنری، فیلم و ...تولید کنیم؛ ولی شاید کاری که امروز انجام شده بسیار اندک است میتوان از دوران زندگی رزمندگان در پشت جبهه‌ها و حتی قبل از جنگ تحمیلی و رشادت های شان در حین جنگ و جهاد در زمان جانبازی ایشان زمان اسارت و ...و به نقل از ائمه معصومین علیهم السلام اگر خوبی های زندگی این عزیزان به طور واقعی گفته شود قطعا مردم به سمت این انسان های پاک و صادق تمایل پیدا خواهند کرد نه غلو کنیم و نه کم بگذاریم؛ حقایق اتفاق افتاده را در قالب‌های مختلف برای نسل‌های فعلی و آینده بیان کنیم.

۷-در دوران جنگ تحمیلی نوجوانان و جوانان دانشجویان و دیگر اقشار داوطلبانه و مشتاقانه برای دفاع و حضور در جبهه ها از یکدیگر سبقت می‌گرفتند؛ این شور و اشتیاق را نتیجه چه می دانید؟

رهنمودهای صادقه، عارفانه، عالمانه و مخلصانه رهبر کبیر انقلاب اسلامی که خود را نه حاکم بلکه خادم مردم و اسلام معرفی می‌کردند باعث شده بود که مردم بین خود و او هیچ فاصله ای احساس نکنند و ایشان را مانند یک پدر دلسوز پذیرا باشند و گفتار او را که از عمق جان و صداقت وجودش بود بپذیرند و مانند سیل خروشان در لشکرهایی با تعداد ۱۰۰ هزار نفری به جبهه اعزام شوند و همین باعث شد که ایران اسلامی با دست خالی در مقابل تمام دنیا ایستادگی کند و نهایتاً پیروز و سربلند بیرون آمد که البته باید بگویم امروز هم اگر میبینیم ایران اسلامی از اقتدار و صلابت بی‌نظیری در دنیا برخوردار است به خاطر همین خصوصیت رهبری معظم انقلاب است که هم حرف و عمل ایشان یکی است و هم خود را خدمتگزار مردم می‌داند، نه حاکم

۸-به نظر شما مهمترین دستاورد جنگ ایران و عراق چه بود؟

مهمترین دستاورد جنگ ایران و تمام دنیا و نه فقط عراق، اقتدار، سربلندی، اهمیت و فهماندن این مهم به تمام دنیا که با ایران اسلامی بر اساس حاکمیت ولی ­فقیه نمی‌توانند در بیفتند و ایرانی مسلمان و پیرو ائمه معصومین( علیهم السلام) و ولی فقیه زمان به تنهایی می تواند در مقابل تمامی دشمنان خدا ایستادگی کرده و پیروز و سربلند بیرون بیاید و این ثمره آموزه های دین اسلام است که عمل به آنها چنین اقتداری را به همراه خواهد داشت و این مهمترین دستاوردی است که ما از این جنگ نابرابر و ناجوانمردانه به دست آوردیم و اگر امروز کسی جرات کوچکترین جسارتی را به این مملکت ندارد، ثمره همین پایداری ها و شجاعت ها و خون پاک شهدا و جانبازان و آزادگان ماست.

۹-سخن آخر؟

((ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم)) درحقیقت خداوند متعال حال هیچ قومی را تغییر نمیدهد تا آنان حال خود را تغییر دهند این یعنی انسان ها مختار آفریده شده‌اند و خیر و شر هم برای آنها قرار داده شده است؛ انسان می­تواند با انتخاب خیر، زندگی را به سمت خیر و خوشی پیش ببرد و برعکس با انتخاب شر خود را در مسیر شر و نابودی قرار دهد؛ انتخاب با خود افراد است و فرق بین انسان و حیوان هم در همین آزادی انتخاب است.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.