پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۰ - ۰۲:۰۱

به مناسبت روز جهانی کاهش خطر بلایا؛

تلاشی برای بهبود زندگی بازماندگان

حوادث طبیعی

کشور ما در قاره آسیا و بخصوص خاورمیانه از بلاخیزترین سرزمینهاست و این شرایط به عنوان یک اصل اجتناب ناپذیر ایجاب می‌نماید که دست اندرکاران نظام سلامت روان کشور شرایط را برای بهبود زندگی بازماندگان حوادث غیرمترقبه فراهم آورند. ابعاد ارایه خدمات در این مقوله با اهمیت است.

به گزارش مفدا، هر ساله بلایای طبیعی در سراسر جهان مرگ و میرها ، آسیبهای جسمی و بیماریهای زیادی را به بار می آورند . در دهه هـای اخیر بلایا و آثار آنها در تمام جهان سیرصعودی داشته است . هم به دلیل تنوع و هم به دلیل تعدد حوادث طبیعی ، ایران جـزء ده کشور اصلی بلاخیز دنیا است . در بسیاری از مناطق جهان ، بلایا به عنوان یک جزء از زندگی پذیرفته شده است . اعتقاد بـه اینکه بلایا قضا و قدر و جزء سرنوشت انسان هستند ، به احتمال قوی از چهره خاصی که آنها در سراسـر تـاریخ از خـود نـشان داده اند ، سرچشمه می گیرد . از همه مهم تر اینکه ، بطور معمول بلایا با اعتقادات مذهبی پیوند خورده اند . برداشـت کلـی و استنباط عموم از بلایا این است که بلایا جزء حوادث ناگهانی و غیرقابل پیش بینی هستند . مشکلات حـاد بهداشـت روانـی در طی دوره های طولانی توانبخشی و نوسازی افزایش یافته و بروز بیماریهای روانی را موجب شده که باید مورد توجه قرار گیـرد . شرایط اضطراری و بلایای طبیعی ، همواره کره زمین را تحت تاثیر قرار می دهند و سبب وارد آمدن آسـیب بـه مـردم، نـابودی دارایی ها و انهدام زیربناها، اقتصاد و امکانات محیط می گردند . وارد شدن آسیب به مردم، مواردی چون مرگ، جراحت، بیمـاری، سوء تغذیه و فشارهای روحی روانی را شامل می شود . یکی از پیامدهای ناگوار این طرز تفکر که بلایا قضا و قدر و جزء سرنوشت انسان هستند این است که نوعی قبول غیرقابل اجتناب را به بلا می دهند که بطور مسلم منطقی نیست . زیرا بلایا نه به کلـی غیرقابل اجتناب و نه به کلی غیرقابل پیش بینی هستند . به عبارت دیگر ایـن طـرز تفکـر باعـث درمانـدگی آموختـه شـده در پیشگیری و کنترل اثرات بلایا می گردد.

 داشتن آگاهی های لازم از هریک از شاخه های سلامت به خصوص سلامت روان، در شرایط بحران میتواند بازماندگان حوادث را به سمت شرایط عادی و رضایت مندی هدایت کند.

 مداخله بهداشت روان پس از بلایا

مداخله مشاوره در بحران، با هدف کاهش واکنش های پس از آسیب در بازماندگان یک حادثه، به عنوان خدمتی از فرآیندهای برنامه ریزی شده سلامت تعریف شده است. میتوان گفت این فرآیند با ارتقاء توانمندی کنار آمدن با مشکلات پس از فاجعه به قدرت سازش و هماهنگی بازماندگان با شرایط جدید می‌افزاید.آموزش مشاورانی که آگاهی لازم نسبت به شرایط بحرانی بازماندگان را داشته باشند اهمیت فوق العاده‌ای دارد.

به وجود آوردن امنیت روانی از طریق مشاوره

می توان گفت که هر حادثه، موقعیت یا بلایی که موجب بر هم خوردن شرایط طبیعی زندگی افراد شود سبب به هم خوردن امنیت روانی (تعادل روانی) میشود به طور مثال مرگ یکی از نزدیکان، از دست دادن شغل، محیط زندگی و...

افزایش مهارت های مشاوران جهت برقراری یک ارتباط موفق و منظم برای تقویت روشهای تطابق (هماهنگ سازی با شرایط جدید) در بازماندگان، میتواند به موارد ذیل منجر شود:

۱- افزایش درک واکنش های طبیعی به تنش ها و فشارهای جامعه

۲- افزایش احترام به بازماندگان

۳- توسعه مهارت های ارتباطی و سازشی با آسیب دیدگان

۴- افزایش توانایی در اداره موقعیت های مشکل

۵- ارتقای مهارت های حل مسأله (بحران)

تمامی مهارت های فوق به ارتقای توانمندی بازماندگان از مراحل سوگواری و انهدام دنیایی که به دلیل فاجعه آن را از دست داده‌اند منجر میشوند.

بازمانده فاجعه

بازمانده به افراد و خانواده هایی اشاره دارد که از فاجعه و عوارض آن دچار آسیب شده‌اند و بازماندگان بلایا، یک واقعه غیر منتظره و پرتنش را تجربه میکنند، این افراد قربانی یک فاجعه شده‌اند ولی در حال جمع آوری توان و افزایش ظرفیت روانی خود در طول زمان برای سازش با شرایط جدید میباشند.بازماندگان بلایا افرادی از سنین، طبقات اجتماعی، نژاد و قومیتهای متفاوت هستند، که در صورت امداد و حساسیتهای عاطفی و اطلاعات و راهنمایی کافی از جانب مشاورین به طور قطع میتوانند به زندگی طبیعی خویش بازگردند.

گروه‌های سنی در بلایا

هر دوره سنی همراه با مشکلات خاصی است که در زندگی روزمره با آنها سروکار داریم. بی تردید بعضی از گروههای سنی به دنبال بروز تنش پس از بلایا، آسیب پذیرترند.

مطالعات انجام شده بر روی کودکان و افراد مسن نشان میدهند که در شرایط وقوع بلایا این گروه در معرض خطر بیشتری از نظر روانی و جسمی هستند. نوجوانان نیز به عنوان یک گروه مستعد تحت تأثیر درازمدت و وسیع روانی فاجعه هستند.

واکنش های روانی سالمندان پس از بلایا

در صورت بروز بلایا سالمنداندر معرض خطر بیشتری قراردارند. آنها معمولا دچارافسردگی شده وگوشه گیرو منزوی میشوند. فراموش کاری یا حواس پرتی در آنها ممکن است نشانهای از افسردگی باشد که گاهی به حساب پیری آنها گذاشته شده مورد غفلت قرار می‌گیرند ودر نتیجه دچار احساس ناامیدی و پوچی و بی‌کسی می‌شوند.

جمعیت سالمندان

این گروه ویژگی ها و مشکلات خاص خود را دارند که آنان را در برابر بلایا تأثیرپذیر می‌سازد و به دلیل کاهش فعالیتهای شناختی و حرکتی ممکن است واکنشهای غیر مؤثر و ناکارآمد از خود نشان دهند. به طور مثال بعضی از افراد سالمند به دلیل انتقال به محیطی ناآشنا و پر از جمعیت ناشناس احساس ناامنی و آسیب بیشتری کنند.

مشاورین و کارکنان بهداشتی باید در مورد علایم افسردگی در بازماندگان سالمند بلایا هوشیاری بیشتری داشته باشند، چرا که ممکن است از دست دادن افراد خانواده و... به تجربیات فقدان‌های قبلی آنان اضافه شده و منجر به افسردگی آنان شود.

بسیاری از سالمندان به خصوص کسانی که فقیر، مهاجر یا غیرماهر هستند ممکن است منابع حمایتی خود را از دست بدهند، ظرفیتهای فیزیکی‌شان کاهش یابد، این افراد در اثر تخریب محیط پیرامون و سیستمهای مهم پشتیبانی (روانی- جسمی) در معرض مرگ ناشی از افسردگی و یا شرایط محیطی نامتناسب هستند.

واکنش هایی که افراد مسن به یک سانحه نشان می دهند نه تنها متأثر از تأثیر مستقیم فاجعه بر روی زندگی آنان است (آنچه که دیده- شنیده- احساس کرده و...) بلکه بستگی به خاطراتشان از وقایع گذشته هم دارد. این بازنگری وقایع گذشته محصولی از تلاش طبیعی برای بازگشت به شرایط متعادل زندگی در شرایط بحرانی است. 

تهیه و تنظیم : فاطمه قمرپور، سرپرست واحد مدیریت و کاهش خطر بلایا مرکز بهداشت رباط کریم 

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.